کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
Middle School: The Worst Years of My Life
نویسنده کتاب
کریس تبتس
ناشر کتاب
انتشارات پرتقال
مترجم کتاب
امیرحسین دانشورکیان
ویژگی های کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
کد کتاب:
901
شابک:
978-600-8675-73-0
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
264
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
2011
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
24
329,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
معرفی کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
رِیف، شخصیت اصلی این داستان، بدون اضافه شدن مشکلات موجود در مدرسه، به اندازه ی کافی در خانه مشکل دارد. خوشبختانه او نقشه ای فوق العاده کشیده که اگر موفق شود اجرایش کند، می تواند امسال را به بهترین سال عمرش تبدیل کند. ریف با کمک دوستش لیوناردو که به او امتیاز می دهد، تلاش می کند تا همه ی قوانین سختگیرانه ی مدرسه را بشکند؛ آدامس جویدن در کلاس: 5000 امتیاز، دویدن در راهرو: 10000 امتیاز و به صدا درآوردن زنگ خطر آتش سوزی: 50000 امتیاز! اما زمانی که این بازیِ ریف روی غلطک می افتد، او باید تصمیم بگیرد که آیا فقط بردن بازی اهمیت دارد یا این که او بالاخره می تواند با قوانین، قلدرها و حقایقی رو به رو شود که از آن ها فرار می کرده است.
درباره نویسنده کتاب کریس تبتس
ویژگی های کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
- جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز
- فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2016 ساخته شده است.
- برنده ی جایزه ی Nene سال 2013

گفت و شنودهایی درباره کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
داستانی که به این زودی ها فراموشش نمی کنید.
داستانی رضایت بخش و پیشگامانه.
کتابی بامزه و جذاب.
خلاصه هایی از کتاب مدرسه … است (چه وضعیه بابا)
اما بیاین با هم روراست باشیم. درک کردن من (منظورم واقعا من و زندگی مزخرفمه) چندان کار آسونی نیست. واسه همینم هست که پیدا کردن آدمایی که بتونم بهشون اعتماد کنم، برام اینقدر سـخت بوده. راستش اصلا نمی دونم به کی می تونم اعتماد کنم. به خاطـر همین، اصولا بیشتر وقتا به کسی اعتماد نمی کنم؛ به جز مامانم، جولز (راسـتش به اونم بیشتر وقتا، نه همیشه!).
اونقدر فیلم دیدم که بدونم وقتی واسه اولین بار می رین
زندان، دو تا راه دارین: یا بگیرین یکیو تا می خوره، بزنین تا همه فکر کنن دیوونه این و دســت از سرتون وردارن یا سرتونو بندازین پایین و سـعی کنیـن مثل بقیه باشین و کاری نکنین اون روی کسی بالا بیاد.
گفت: «چون اینجا جاییه که خلافکارا می شینن.» و یه قدم جلوتر اومد: «نشستی سر جای من!» گفتم: «ولی من اسمتو اینجا نمی بینم.» و چیزی از گفتن این جمله ام نگذشته بود کــه یواش یواش شستم خبردار شد که وقتی میلر پنجه های گنده اش رو انداخته دور گردنم و داره مثل یه دمبل
پنجاه کیلویی بالا پایینم می کنه، یعنی نباید همچین حرفی می زدم.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.