نفر هفتم
Blind Willow, Sleeping Woman
نویسنده کتاب
هاروکی موراکامی
ناشر کتاب
انتشارات نشر ثالث
مترجم کتاب
محمود مرادی
ویژگی های نفر هفتم
| کد کتاب : | 1074 |
|
مترجم : |
محمود مرادی |
|
شابک : |
978-964-380-782-5 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
144 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2006 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
15 |
|
: |
27 آبان |
170,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی نفر هفتم
معرفی نفر هفتم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
این مجموعه، دربردارنده ی داستان های هیجان انگیزی است که به خوبی، تسلط موراکامی را بر این فُرم نشان می دهند. این داستان ها که از اتفاقات سوررئال تا رویدادهای معمولی را شامل می شوند، نشان دهنده ی توانایی کم نظیر موراکامی در تبدیل گونه های مختلف زندگی انسان ها به قصه هایی رویاگونه، فراموش نشدنی و بی نهایت جذاب هستند. در کتاب نفر هفتم، میمونی مجرم، مردی یخ فروش، رویاهایی که به ما هویت می بخشند و آرزوهایمان، به چشم می خورند. شخصیت های موراکامی چه در ملاقاتی تصادفی در ایتالیا باشند و چه در تبعیدی عاشقانه در یونان، با فقدان های بزرگ، افکار ضد و نقیض، درخشش یک کرم شبتاب و فاصله هایی رنج آور مواجه می شوند.
تحریرهایی موجز از کتاب نفر هفتم
Instructive, surprising, and relentlessly entertaining.
آموزنده، غافلگیرکننده و فوق العاده سرگرم کننده.
Book Browse
A superb collection of stories.
مجموعه داستانی خارق العاده.
Barnes & Noble
Absolutely essential.
کاملا ضروری.
Kirkus Reviews
خلاصه های کوتاه از کتاب نفر هفتم
«ترس» همیشه اونجاست و به شکل ها و در زمان های متفاوتی به سراغ ما میاد و غافلگیرمون می کنه، اما ترسناکترین کاری که ممکنه در چنین مواقعی انجام بدیم، اینه که چشمامونو ببندیم و به اون پشت کنیم، چون در همچین موقعی باارزشترین جوهره ی وجودمون رو به چیز دیگه ای تسلیم می کنیم.
گفتم: «آره. اما ببین، من هیچ وقت یه زرافه رو در حال بچه به دنیا آوردن، یا حتی وال ها رو در حال شنا ندیدم. پس چرا بچه کانگورو این قدر باید مهم باشه؟» «واسه این که یه بچه کانگوروئه، همین.» تسلیم شدم و شروع کردم به ورق زدن روزنامه. هیچ وقت نتوانسته ام دخترها را در بحث مغلوب کنم.»
از مدرسه که فارغ التحصیل شدم، به توکیو رفتم. فکر می کردم تنها کاری که باید انجام بدهم این است که سعی کنم زیاد فکر نکنم. تصمیم گرفتم همه چیز؛ میزهای بیلیارد نمدپوش سبز رنگ، ماشین قرمزرنگ دوستم، گل های سفید روی میز، دودی که از دودکش بلند کوره ی سوزاندن اجساد بالا می رفت و وزنه ی کاغذ بزرگ توی اتاق بازجویی پلیس، همه را فراموش کنم. اوایل به نظرم آمد توانسته ام. اما چیزی مانند هوا در وجودم باقی مانده بود و نمی توانستم درکش کنم. در گذر زمان، این هوا شکل ساده و روشنی پیدا کرد؛ به شکل کلمات و آن کلمات این بود: «مرگ نقطه مقابل زندگی نیست بلکه قسمتی از آن است.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.