دو تا قزمیت 3
(می زنند به سیم آخر)
The Terrible Two Go Wild
نویسنده کتاب
مک بارنت
ناشر کتاب
انتشارات حوض نقره
مترجم کتاب
زهرا اشرفی
ویژگی های دو تا قزمیت 3
| کد کتاب : | 57710 |
|
مترجم : |
زهرا اشرفی |
|
شابک : |
978-6001943935 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
216 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2015 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
5 |
|
: |
28 آبان |
170,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی دو تا قزمیت 3
معرفی دو تا قزمیت 3
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
دوباره مایلز و نایلز، پسرهای خفنِ موردعلاقه ی همه، از راه رسیده اند! مدرسه تعطیل است و این دو پسر در جنگل های بیرون شهر مشغول خوشگذرانی هستند: بالا رفتن از درخت ها، منفجر کردن غارها و البته انجام شوخی های عجیب و غریب. اما زمانی که قلدری به نام جاش بارکین و دار و دسته اش، مایلز و نایلز را پیدا می کنند و قول می دهند که نابودشان کنند، این روزهای خوش تابستانی، تیره و تار می شوند. آیا هوش بالای قهرمانان ما می تواند با مشت های سفت و سنگین چنین قلدرهایی رقابت کند؟ کتاب دو تا خفن تابستان خود را چگونه گذراندند، با داستان پرهیجان و بسیار خنده دار خود نشان می دهد که شوخی و حقه می تواند ابزاری برای اجرای عدالت باشد!
تحریرهایی موجز از کتاب دو تا قزمیت 3
A fast paced, laugh-out-loud novel.
رمانی سریع و بسیار خنده دار.
School Library Journal
Smart and funny.
هوشمندانه و بامزه.
Fantastic Fiction
It appeals to a wide range of kids.
این اثر، به دل طیف گسترده ای از کودکان خواهد نشست.
Adlibris
خلاصه های کوتاه از کتاب دو تا قزمیت 3
آه، تابستون های یاونی ولی! خوش اومدین، خوش اومدین. گل های خودرویی رو که تو جنگل شکوفه داده ن، بو کنین! گاوها رو بو کنین؛ با لب های گرسنه شون دولا شده ن تا اون گل های خودرو رو از ساقه بکنن؛ بجون، قورت بدن و قی کنن؛ بالا و پایین، عقب و جلو، از دهن به شکم و دوباره به دهن، همینجوری چندین و چند ساعت؛ تا اینکه گلبرگ ها و مادگی ها و پرچم هاشون تجزیه بشن و نشخوار بشن و گاوها بالاخره هضمش می کنن. شرمنده! چندش آور بود.
ولی صبح زود همون روز، وقتی وسط جنگل داشتن در به در دنبال چندتا گل می گشتن که خودشون رو باهاشون استتار کنن، مایلز فکر کرده بود اگه یه تنوعی بده، باحال می شه. یه کم سفید. چند جور بنفش. واسه همین هم چندتا مریم گلی و تره ی کوهی و حتی چندتا والک چید. حالا که دمر خوابیده بود رو یه سطح بنفش و به سختی نفس می کشید و زیر آفتاب نیمروزی می پخت، داشت از کارش پشیمون می شد.
یه چیز تیره اون تو جا به جا شد و محکم خورد به فلز. اعضای گروهان پاپا دورش جمع شدن و خندیدن. یکیشون با یه چوب از لای میله ها بهش سیخونک زد. باز صدای جیغ اومد، یه کم هم پچ پچ و چندتا هم تق و توق ناشی از ترس. نایلز دستش رو گذاشت رو شونه ی دوستش. «چیه؟» «فکر کنم…» مایلز آروم گفت: «…فکر کنم سنجابه.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.