مختارنامه
Mokhtar-Nameh
نویسنده کتاب
فرید الدین عطار نیشابوری
ناشر کتاب
انتشارات سخن
مترجم کتاب
محمدرضا شفیعی کدکنی
ویژگی های مختارنامه
| کد کتاب : | 16991 |
|
مترجم : |
محمدرضا شفیعی کدکنی |
|
شابک : |
978-9643721688 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
492 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2010 |
|
نوع جلد : |
جلد سخت |
|
سری چاپ : |
10 |
|
: |
9 آبان |
690,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی مختارنامه
معرفی مختارنامه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
یکی از ویژگی های مثبت این نسخه، مساله ای است که دکتر “محمدرضا شفیعی کدکنی” خواننده را از آن مطمئن ساخته و آن هم اصالت رباعی هاست. مصحح در مقدمه ی کتاب اشاره نموده که تمام رباعی های گزینش شده برای این کتاب، به طور مسلم به عطار تعلق دارند. به این ترتیب این اثر نه تنها یک منبع مطالعاتی و پژوهشی برای آشنایی با آثار عطار است، بلکه می توان از آن برای اطمینان حاصل کردن از رباعیاتی که به خیام منسوب شده اند اما در درستی انتساب آن ها جای تردید وجود دارد نیز استفاده کرد. به این صورت که بسیاری از رباعیات منسوب به خیام نیز در این اثر آمده و بنابراین خواننده مطمئن می شود که رباعی متعلق به عطار بوده است.
“مختارنامه” به قلم شیخ “فرید الدین عطار نیشابوری” و تصحیح دکتر “محمدرضا شفیعی کدکنی” علاوه بر تمام ویژگی های ذکر شده شامل فرهنگ لغات و تعبیرات و فهرست هایی از امثال، واژگان، ترکیب ها و اصطلاحات و طبقه بندی الفبایی رباعی ها بر اساس قافیه و ردیف می باشد که آن را بیش از پیش ارزشمند می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب مختارنامه
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده، – بلبل ز جمال گل طربناک شده
در سایه ی گل نشین که بس گل از باد، – بر خاک فروریزد و ما خاک شده
گل بین که به غنج و ناز خواهد خندید، – بر عالم پر مجاز خواهد خندید
صد دیده بباید، که بر او گرید زار؛ – آندم که ز غنچه باز خواهد خندید
ابری که رخ باغ کنون خواهد شست، – گل را ب گلاب، بین چون خواهد شست
گل میآید با قدحی خون در دست، – از عمر مگر دست به خون خواهد شست
از دست گلابگر گل عشوه پرست، – در پای آمد چنانکه بر خاک نشست
گلخون شد و از درد به بلبل میگفت: – آخر بخ چنین خون، که بیالاید دست
با گل گفتم چو یوسف کنعانی، – در مصر چمن، سزد ترا سلطانی
گل گفت که من صد ورقم در هر باب، – خود یک ورق ست اینکه تو برمیخوانی

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.