سکوت دریا
Le Silence de la mer
نویسنده کتاب
ورکور
ناشر کتاب
انتشارات ماهی
مترجم کتاب
ژرژ پطروسی
ویژگی های سکوت دریا
| کد کتاب : | 425 |
|
مترجم : |
ژرژ پطروسی |
|
شابک : |
978-964-209-255-0 |
|
قطع : |
جیبی |
|
تعداد صفحه : |
88 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1925 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
7 |
|
: |
24 خرداد |
55,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سکوت دریا
معرفی سکوت دریا
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در داستان رمان سکوت دریا، پیرمردی به همراه برادرزاده اش از طریق صحبت نکردن با افسری آلمانی که خانه شان را اشغال کرده، در برابر نیروهای متجاوز، از خود مقاومت نشان می دهند. افسر آلمانی، در گذشته آهنگساز بوده و رویای شکل گیری رابطه ای برادرانه میان ملت های فرانسه و آلمان را در سر می پرورانده، اما اکنون تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندای نازی ها قرار گرفته است. این تأثیر ذهنی، زمانی از بین می رود که او متوجه می شود، هدف ارتش نازی نه تنها ساخت و ساز و آبادانی نیست، بلکه تخریب و ویران گری است. از این رو، تصمیم می گیرد تا به منظور جنگیدن در جبهه ی شرقی، فرانسه را ترک گوید و رهسپار راهی شود که خودش آن را «سفری به جهنم» می نامد.
تحریرهایی موجز از کتاب سکوت دریا
A remarkable story of French resistance.
داستانی فوق العاده درباره ی مقاومت فرانسه.
American Girls Art Club In Paris
France’s most enduring wartime novel.
ماندگارترین رمان فرانسوی که در زمان جنگ نوشته شده است.
Amazon
Not only a distinguished piece of fiction but also a brilliant piece of reporting on French resistance.
نه تنها یک اثر داستانی متمایز، بلکه گزارشی درخشان از مقاومت فرانسه.
Life
خلاصه های کوتاه از کتاب سکوت دریا
افسر آغاز سخن کرد: «بدیهی است که این اقدام لازم بود. ولی اگر امکان داشت از آن پرهیز می کردم. تصور می کنم گماشته ی من آن چه برای آسایش شما ضروری باشد، انجام دهد.» هنگامی که بدین گونه صحبت می کرد، میان اطاق راست ایستاده بود. بسیار لاغر و بلند بود، اگر دست خود را بلند می کرد، به سقف می رسید.
خاموشی ما ادامه داشت، و هر لحظه، چون مه بامدادان بر ضخامتش افزوده می شد، و با سکوتی مهیب آمیخته بود و بدون تردید، سکون من و دختر برادرم این خاموشی عمیق را سنگین تر می نمود. گویی خاموشی ما را از سرب ریخته بودند.
من نمی توانم هیچ انسانی را بیازارم. گو اینکه دشمنم باشد؛ بدون این که از آزار او خودم رنج ببرم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.