ساحل آرامش
Sahel-e Aramesh
نویسنده کتاب
منیر مهریزی مقدم
ناشر کتاب
انتشارات نشر علی
مترجم کتاب
ویژگی های ساحل آرامش
| کد کتاب : | 41717 |
|
شابک : |
978-9647543743 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
520 |
|
سال انتشار شمسی : |
1392 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
5 |
|
: |
— |
16,500 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
معرفی ساحل آرامش
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب ساحل آرامش
اهایم از فشار کفشها زق زق می کرد.همانطور که به روی صندلی نشسته بودم یک پایم را روی پای دیگر انداخته و کفشم را درآوردم.با نفس کشیدن پایم خود هم نفس عمیقی کشیدم.مامان دست به زانویش گرفت و بلند شد.خطاب به من گفت:
– پاشو مادر.باید برای جمع و جور کردن این همه ریخت و پاش از یک جایی شروع کنیم. نالیدم و گفتم:
– وای مامان جان تورو خدا امشبه رو ولم کن.من لااقل تا فردا صبح باید به این پاها استراحت بدم.الان داشتم فکر می کردم چطور تا اتاقم برسم.شما می گویید پاشم جمع و جور کنم!!
– خوب حقته مادر.چقدر گفتمت این کفش ها به دردت نمی خوره گفتی الا بلا که همینا.من تعجبم تو چطوری از سر شب با همین کفشها اینقدر رقصیدی حالا به کار کردن که رسید نمی تونی!! از خرید کفش ها یادم آمد.مامان اصلا به این کفش ها راضی نبود ولی کلی قهر و ناز کردم تا بالاخره رضایتش را گرفتم قصدم این بود که قدم را از آن چه هست بلند تر نشان بدهم و بزرگتر به نظر برسم. عمو مصطفی که به صحبت های ما گوش می داد خندید و به مامان گفت:
– اذیتش نکن زن داداش خسته شده.شما هم امشب کاری نکنید خیلی خسته اید. به روی عمو مصطفی خندیدم.مامان کوتاه نمی آمد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.