دریاچه
Chopin's Move
نویسنده کتاب
ژان اشنوز
ناشر کتاب
انتشارات افراز
مترجم کتاب
پویان غفاری
ویژگی های دریاچه
| کد کتاب : | 1574 |
|
مترجم : |
پویان غفاری |
|
شابک : |
978-964-243-872-3 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
160 |
|
سال انتشار شمسی : |
1394 |
|
سال انتشار میلادی : |
1989 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
28 آبان |
280,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی دریاچه
معرفی دریاچه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
اشنوز با طنز گزنده و نگاه منحصر به فرد خود به جزئیات، یکی از عجیب ترین و لذت بخش ترین داستان هایش را در این اثر خلق کرده است. سرنوشت شخصیت های جذابی در رمان دریاچه به هم گره می خورند: شوپن، یک مأمور مخفی سرسخت و کله شق؛ اسوالد، کارمند جوان اداره ی امور خارجی که در راه رفتن به خانه ی جدید خود ناپدید می شود؛ سوزی که در ماجرایی پر از حیله و دسیسه گیر می افتد؛ مردی مرموز به نام سرهنگ سِک که انگیزه هایش هیچ وقت چیزی نیست که به نظر می رسد؛ و البته شخصیت های فرعی عجیب و جذابی که در همه ی آثار اشنوز به چشم می خورند. با پیشروی داستان، هر یک از شخصیت ها بیشتر و بیشتر در مرداب دسیسه ها و توطئه ها فرو می روند و خود را در جهانی می یابند که در آن، واقعیت از اتفاقات تصادفیِ به ظاهر بی خطر شکل می گیرد.
تحریرهایی موجز از کتاب دریاچه
A gripping, quirky novel full of intrigue and wit.
رمانی جذاب و عجیب که سرشار از هیجان و بذله گویی های هوشمندانه است.
Booklist
Echenoz amuses with this book.
اشنوز با این کتاب مخاطبین را به وجد می آورد.
Publishers Weekly
An engaging and arresting narrative.
روایتی گیرا و چشمگیر.
World Literature Today
خلاصه های کوتاه از کتاب دریاچه
مأموران چندان قاطع به نظر نمی رسیدند. آن ها به خانه ی سوزی آمدند و بعد سوزی به اداره ی آن ها رفت. در روزهای بعد دوباره آن ها به خانه ی سوزی آمدند و دوباره سوزی به اداره ی آن ها رفت و این قضیه همینطور کش پیدا کرد، ولی هیچ چیز دستگیر هیچکس نشد. اسوالد بی آنکه هیچ نشانه ای از خود به جا بگذارد، دود شده بود و رفته بود هوا، مثل سنگ ریزه ای که شب هنگام درون اقیانوس بیفتد و کسی هم آنجا نباشد که شاهد سقوط نامحسوس آن سنگریزه در میان آب های تاریک باشد یا صدای ناچیز افتادنش را در میان امواج خروشان اقیانوس بشنود، انگار که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده است. و از آن هنگام هیچ اتفاق دیگری هم نیفتاد، مگر تلفن یک گاراژدار از شهر ویل ژوییف، هشت روز بعد از اسباب کشی.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.