آینه های شهر
Mirrors of the City
نویسنده کتاب
الیف شافاک
ناشر کتاب
انتشارات نیلوفر
مترجم کتاب
تهمینه زاردشت
ویژگی های آینه های شهر
| کد کتاب : | 1352 |
|
مترجم : |
تهمینه زاردشت |
|
شابک : |
978-964-448-628-9 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
382 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1999 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
27 آبان |
225,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی آینه های شهر
معرفی آینه های شهر
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان این رمان در اواخر قرن شانزدهم در اسپانیا و در زمان انجام تفتیش عقاید و سلطه ی ترس می گذرد. هزاران نفر، زنده در کوره های آدم سوزی انداخته می شوند و افرادی بیشتر نیز تحت تعقیب هستند. آلونسو پرز دو هررا در شهر مادرید، مسیحیان را علیه مردم معتقد به مذاهب دیگر می شوراند. آلونسو تحت فرمانی «صدایی» است که تمامی این جنایات را فرماندهی می کند. آلونسو پرز مجبور است از این «صدا» پیروی کند زیرا رازی سر به مهر دارد که فقط «صدا» از آن آگاه است. کتاب آینه های شهر، اثری فوق العاده جذاب و سرگرم کننده است که مانند رمان های پیشین الیف شافاک، آثاری چون «ملت عشق»، ریشه در عرفان دارد و با نگاهی متفاوت به جهان پیرامون می نگرد.
تحریرهایی موجز از کتاب آینه های شهر
Elif Shafak is a great storyteller.
الیف شافاک، داستان سرایی بزرگ است.
Curtis Brown
By a master of characters.
اثری از نویسنده ای که استاد شخصیت پردازی است.
Literature Festival
A fresh look at history.
نگاهی نو به تاریخ.
Wild River Review
خلاصه های کوتاه از کتاب آینه های شهر
برای این که کودک راحت به دنیا بیاید، لازم است مادرش از ترس هایش آزاد شود. در غیر این صورت، کودک محکم به رحم می چسبد و با تمام قوا از بیرون آمدن خودداری می کند. بعضی از کودکانی که تا حد مرگ از دنیای بیرون رحم می ترسند و ظلمت را ایمن تر از روشنایی می دانند، ترجیح می دهند بند ناف را به گردن پیچیده، همان جا جان بدهند اما تسلیم نشوند. به همین خاطر زائو باید پاره ای از خون، خمیر مایه ی زندگی و جانش را به فرزندش بدهد نه ترس هایش را.
همان قدر که می ترسی، می توانی شهامت داشته باشی. هر چه قدر که به اعماق سقوط کنی، می توانی عروج کنی.
مگر از خون خودش نبود که چنین پا می گرفت و هر روز زیباتر می شد؟ آیا روشن ترین دلیل، این واقعیت نبود که دست های مشت کرده، نرم و سفید هر کودکی بیش از پدر به مادرش تعلق دارد؟

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.