بی سرزمین
Nowhere Boy
نویسنده کتاب
کاترین مارش
ناشر کتاب
انتشارات پرتقال
مترجم کتاب
راضیه خشنود
ویژگی های بی سرزمین
| کد کتاب : | 32965 |
|
مترجم : |
راضیه خشنود |
|
شابک : |
978-6004626576 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
356 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2018 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
15 مهر |
97,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی بی سرزمین
معرفی بی سرزمین
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب بی سرزمین
A touching story of friendship.
داستانی تأثیرگذار درباره دوستی.
School Library Journal
A captivating book situated in present-day discourse around the refugee crisis.
کتابی مسحورکننده در رابطه با گفتمان کنونی پیرامون بحران پناهجویان.
Kirkus Reviews
A hopeful story about recovery, empathy, and the bravery of young people.
داستانی امیدبخش درباره التیام، همدلی، و شجاعت جوانان.
Booklist
خلاصه های کوتاه از کتاب بی سرزمین
جعبه های چوبی که از آن ها به جای میز و صندلی استفاده می شد، لباس های پهن شده روی طناب هایی که بین درخت ها بسته بودند، توده های لباس های اهدایی، چادر کمک های اولیه با آن صلیب بزرگ قرمز؛ همه این ها با برج های تجاری اطراف پارک که پنجره هایی با شیشه آینه ای داشتند، تناقض آزاردهنده ای داشت. مقامات دیگر نمی توانستند شهری مملو از چادر را در مرکز پایتخت اتحادیه اروپا توجیه کنند.
هزاران بچه پناهجو تنهایی در اروپا سفر می کردند. چند نفرشان را در این مدت دیده بود، شایعات و اطلاعاتی را که رد و بدل می کردند، شنیده بود، چیزهایی درباره این که کدام قاچاقچی ها قابل اعتمادند و چه مسیرهایی امن تر هستند. بعضی بچه ها مثل خودش یتیم بودند؛ بقیه را تنهایی فرستاده بودند به این امید که بعدا بتوانند خانواده هایشان را هم ببرند.
«احمد» حتی خودش نخواسته بود در بلژیک زندگی کند. او از این کشور کوچک چیزی نمی دانست، کشوری که مثل سنگریزه ای در یک کفش، بین فرانسه و هلند گیر کرده بود. پدرش برنامه ریزی کرده بود که بروند انگلیس یا کانادا، جایی که حداقل زبانش را بلد باشند. «احمد» آمده بود بلژیک، چون «ابراهیم» می خواست بیاید اینجا.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.