نویسنده کتاب

کاترین مارش

ناشر کتاب

انتشارات پرتقال

مترجم کتاب

راضیه خشنود

ویژگی های بی سرزمین

















کد کتاب : 32965

مترجم
:


راضیه خشنود



شابک
:

978-6004626576

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

356

سال انتشار شمسی
:

1401

سال انتشار میلادی
:

2018

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

2


:

15 مهر

97,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی بی سرزمین

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «بی سرزمین» رمانی نوشته «کاترین مارش» است که اولین بار در سال 2018 به چاپ رسید. وقتی مادر و خواهران «احمد» در بمباران کشته می شوند، او به همراه پدرش به سفری مرگبار از سوریه به یونان می رود. «احمد» اما تنها به آنجا می رسد، چرا که پدرش در دریا گم شده و اکنون مرده در نظر می شود. «احمد» پس از رسیدن به بلژیک، به زیرزمین خانه ای در «خیابان آلبرت ژونارت» پناه می برد—خیابانی نامگذاری شده به افتخار مردی که در طول جنگ جهانی دوم، نوجوانی یهودی را در خانه اش پنهان کرد. «مکس»، پسری آمریکایی که به تازگی به همراه خانواده اش به این خانه آمده، نمی تواند از پس امتحانات پایه ششم برآید. فصل های کتاب به نوبت، نقطه نظر هر کدام از این دو پسر را روایت می کند و ترس و تنهایی آن ها به تصویر می کشد. اما زندگی «احمد» و «مکس» زمانی تغییر می کند که آن ها با هم آشنا می شوند.

تحریرهایی موجز از کتاب بی سرزمین

A touching story of friendship.

داستانی تأثیرگذار درباره دوستی.

School Library Journal

A captivating book situated in present-day discourse around the refugee crisis.

کتابی مسحورکننده در رابطه با گفتمان کنونی پیرامون بحران پناهجویان.

Kirkus Reviews

A hopeful story about recovery, empathy, and the bravery of young people.

داستانی امیدبخش درباره التیام، همدلی، و شجاعت جوانان.

Booklist

خلاصه های کوتاه از کتاب بی سرزمین

جعبه های چوبی که از آن ها به جای میز و صندلی استفاده می شد، لباس های پهن شده روی طناب هایی که بین درخت ها بسته بودند، توده های لباس های اهدایی، چادر کمک های اولیه با آن صلیب بزرگ قرمز؛ همه این ها با برج های تجاری اطراف پارک که پنجره هایی با شیشه آینه ای داشتند، تناقض آزاردهنده ای داشت. مقامات دیگر نمی توانستند شهری مملو از چادر را در مرکز پایتخت اتحادیه اروپا توجیه کنند.

هزاران بچه پناهجو تنهایی در اروپا سفر می کردند. چند نفرشان را در این مدت دیده بود، شایعات و اطلاعاتی را که رد و بدل می کردند، شنیده بود، چیزهایی درباره این که کدام قاچاقچی ها قابل اعتمادند و چه مسیرهایی امن تر هستند. بعضی بچه ها مثل خودش یتیم بودند؛ بقیه را تنهایی فرستاده بودند به این امید که بعدا بتوانند خانواده هایشان را هم ببرند.

«احمد» حتی خودش نخواسته بود در بلژیک زندگی کند. او از این کشور کوچک چیزی نمی دانست، کشوری که مثل سنگریزه ای در یک کفش، بین فرانسه و هلند گیر کرده بود. پدرش برنامه ریزی کرده بود که بروند انگلیس یا کانادا، جایی که حداقل زبانش را بلد باشند. «احمد» آمده بود بلژیک، چون «ابراهیم» می خواست بیاید اینجا.

محصولات مرتبط با بی سرزمین

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بی سرزمین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما