باغ آلبالو

The Cherry Orchard

نویسنده کتاب

آنتون چخوف

ناشر کتاب

انتشارات قطره

مترجم کتاب

سیمین دانشور

ویژگی های باغ آلبالو

















کد کتاب : 2743

مترجم
:


سیمین دانشور



شابک
:

9789643412487

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

110

سال انتشار شمسی
:

1402

سال انتشار میلادی
:

1904

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

24


:

27 آبان

100,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی باغ آلبالو

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب باغ آلبالو، نمایشنامه ای نوشته ی آنتون چخوف است که اولین بار در سال 1904 منتشر شد.
در داستان این نمایشنامه ی تراژیکمدی از چخوف، شاید پرطرفدارترین نمایشنامه ی او، خانواده ای به خاطر عواملی خارج از کنترلشان در آستانه ی از هم پاشیدگی قرار می گیرد؛ عواملی که ریشه ای عمیق در گذشته و جامعه ی پیرامون دارند. اعضای این خانواده که بدهی های بسیار زیادی به بار آورده اند، مجبور می شوند درختان باغ آلبالوی زیبایشان را قطع کنند و برای نجات خود از وضعیتی سخت و بحرانی، زمین باغ را به فروش برسانند. داستان این اثر، نگاهی ویژه به مفهوم بیهودگی دارد و تلاش های بی ثمر طبقه ی اشراف برای حفظ شأن و جایگاه سابق خود و همچنین اقدامات بی فایده ی طبقه ی بورژوازی برای یافتن معنا و مفهوم در ثروت تازه به دست آمده ی خود را مورد توجه قرار می دهد.

تحریرهایی موجز از کتاب باغ آلبالو

It showcases Chekhov’s rich sensitivities as an observer of human nature.

این اثر، حساسیت بالای چخوف به عنوان رصد کننده ی سرشت آدمی را به نمایش می گذارد.

Barnes & Noble

Splendid.

شکوهمند.

Village Voice

One of the most critically admired and performed plays in the Western world.

یکی از نمایشنامه های دنیای غرب که بیشترین تحسین منتقدین و بیشترین اجراها را از آن خود کرده است.

Amazon

خلاصه های کوتاه از کتاب باغ آلبالو

یاشا: (با ناز توی صحنه راه می رود.) «می شود آدم اینجا بیاید؟» دونیاشا: «یاشا، آدم تو راه به زحمت می شناسد. خارجه چقدر تو را تغییر داده.» یاشا: «هوم، سرکار علیه که باشند؟» دونیاشا: «وقتی تو خارجه رفتی، من قدم انقدر بود.» (دستش را بالای زمین می گیرد و قد سابقش را نشان می دهد.) «من دونیاشا هستم. دختر فئودور کوزویوف. یادت رفته؟» یاشا: «هوم… مثل هلوی پوست کنده شده ای.» دور و برش را نگاه می کند. او را در آغوش می گیرد. دونیاشا فریاد می کشد و نعلبکی از دستش می افتد. و یاشا به سرعت بیرون می رود. واریا: (در درگاه، با لحنی آزرده) «چه خبر است؟» دونیاشا: (اشکریزان) «نعلبکی را شکستم.»

یادم می آید وقتی جوان پانزده ساله ای بودم پدر مرحومم که در آن موقع در این ده مغازه داشت، چنان محکم به دماغم کوبید که خون دماغ شدم. یادم نیست به خاطر چی. اما ما توی حیاط بودیم و پدرم داشت چیزی می نوشید. طوری یادم می آید مثل اینکه دیروز بود. خانم رانوسکی که آن موقع دختر جوانی بود- وای چقدر هم قلمی بود- مرا به همین اتاق آورد که صورتم را بشوید. آن موقع اینجا اتاق بچه ها بود. به من گفت: موژیک کوچولو، گریه نکن. برای روز عروسیت دماغت خوب می شود. موژیک کوچولو! البته پدرم یک موژیک بود ولی حالا من جلیقه ی سفید و چکمه ی قهوه ای پوشیده ام و یک کیسه ی پول ابریشمی دارم که لابد می گویی از گوش خوک فراهم شده. من پولدارم. اما با همه ی پول هایم اگر فکرش را بکنی، هنوز هم یک موژیک معمولی هستم. (کتاب را ورق می زند) من اینجا سرگرم خواندن این کتاب بودم و حتی یک کلمه اش را هم نفهمیدم. خوابم برد.

بی حرکت دراز می کشد. صدایی از دور مثل اینکه از آسمان ها شنیده می شود. صدای سیم تاری است که پاره شده. صدا خاموش می شود. ناله ای است. سکوتی همه جا را می گیرد و فقط از دور، از باغ آلبالو، صدای گنگ تبری که درخت ها را می اندازد، شنیده می شود.

محصولات مرتبط با باغ آلبالو

ریشه های آسمان

550,000 تومان

انتخابات الویرا

75,000 تومان

ایزابل

60,000 تومان

ساکن برج بلند

260,000 تومان
نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “باغ آلبالو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما