35 کیلو امید
35 kilos d'espoir
نویسنده کتاب
آنا گاوالدا
ناشر کتاب
انتشارات قطره
مترجم کتاب
انوشه برزنونی
ویژگی های 35 کیلو امید
| کد کتاب : | 106235 |
|
مترجم : |
انوشه برزنونی |
|
شابک : |
978-6229453414 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
54 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2002 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
5 آبان |
35,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی 35 کیلو امید
معرفی 35 کیلو امید
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
گرگوری هیچ وقت از مدرسه دل خوشی نداشته و حالا که در پایه ی ششم قرار دارد، زندگی اش بدتر هم شده است. او دو بار مردود و یک بار از مدرسه اخراج شده و پدر و مادرش معتقدند باید به مدرسه ی شبانه روزی برود. تنها لحظات خوب و شادی بخش در زندگی گرگوری، اوقاتی هستند که او در کارگاه شلوغ پدربزرگش می گذراند و از ابزار درون کارگاه برای ساختن اختراعاتش استفاده می کند. پدربزرگ تنها حامی گرگوری است اما اکنون حتی او نیز از نوه اش می خواهد که زندگی خود را جدی تر بگیرد. گرگوری چاره ای ندارد جز این که فکر کند شروعی دوباره در زندگی و مدرسه، آن قدرها هم ایده ی بدی نیست. کتاب 35 کیلو امیدواری، داستانی جذاب، بامزه و بسیار ملموس است و بدون تردید با همه ی مخاطبین ارتباط برقرار می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب 35 کیلو امید
Witty and engaging.
جذاب و بهره مند از ظرافت های کلامی.
School Library Journal
A hopeful, genuine story.
داستانی بدیع و امیدبخش.
Kirkus Reviews
Interesting.
جذاب.
Booklist
خلاصه های کوتاه از کتاب 35 کیلو امید
من خیلی ها را می شناسم که از مدرسه خوششان نمی آید. مثلا خود تو. اگر از تو بپرسم: «از مدرسه خوشت می آید؟» می خندی و می گویی:« چه سوال احمقانه ای!» فقط پاچه خوارهای حرفه ای ممکن است بگویند بله؛ یا بچه های نابغه ای که خوششان می آید هر روز هوششان را امتحان کنند. وگرنه چه کسی واقعا از مدرسه خوشش می آید؟ هیچ کس.
از وقتی پدر و مادرم دیگر مثل قبل عاشق هم نیستند، هر روز عصر با هم بگومگو دارند. و از آنجا که خودشان نمی دانند بگومگویشان را باید از کجا شروع کنند، همیشه از من و نمره های بدم به عنوان یک دست آویز استفاده می کنند و تقصیر همه چیز را به گردن نمره های من می اندازند. آن وقت مادرم، پدرم را سرزنش می کند که چرا برای من، وقت نگذاشته است. بعد پدرم داد و بیداد راه می اندازد که اگر من این قدر لوس و ننر شده ام و برای همیشه از دست رفته ام، گناهش فقط به گردن مادرم است.
اما قرقرهای پدر و مادرم خیلی حالم را بد نمی کند، خیلی وقت است که به داد و بیدادهای همیشگی شان عادت کرده ام. البته نه خیلی. راستش را بخواهی این دفعه خیلی راستش را نگفتم. آخر من اصلا نمی توانم به جار و جنجال هایشان عادت کنم. دعوا پشت دعوا. و من هنوز نمی توانم داد و بیداشان را تحمل کنم. برایم غیر قابل تحمل است.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.