نویسنده کتاب

لیسا اسکاتیلینی

ناشر کتاب

انتشارات روشا

مترجم کتاب

شهناز مجیدی

ویژگی های یک دروغ عالی

















کد کتاب : 92441

مترجم
:


شهناز مجیدی



شابک
:

978-6005595529

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

391

سال انتشار شمسی
:

1400

سال انتشار میلادی
:

2017

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

1


:

5 آبان

120,000 تومان

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

دسته بندی های موضوعی یک دروغ عالی

معرفی یک دروغ عالی

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کورت آبوت، مرد شیادی که با نام تقلبی کریس برنان و سوابق و هویت کاملا جعلی به استخدام دبیرستان سنترال والی درآمده است، فقط یک هفته وقت دارد تا برنامه اش را عملی کند. او باید از بین دانش آموزان، پسری بدون اعتماد به نفس را پیدا کند و گولش بزند تا در راستای اهدافش قدم بردارد.

اولین قدم کرایه ی یک کامیون است. کامیونی که هفته ی آینده توسط همان پسر تحویل گرفته می شود و برای حمل بمب دست سازی که خیلی از آدم ها را خواهد کشت و موجب تخریب وسیعی خواهد شد، مورد استفاده قرار می گیرد.

یک دروغ عالی، رمانی جذاب، پرکشش و غیرقابل پیش بینی است که خواننده را مشتاقانه با خود همراه می کند و ذهن او را به تکاپو پیرامون ماجرا وامی دارد.

تحریرهایی موجز از کتاب یک دروغ عالی

راز هراسان گفت: «مامان، ببین، اتفاقی افتاده.» و سوزان ماشین را متوقف کرد. یک گروه پلیس یونیفرم پوش، معلمان و کارکنان داشتند ساختمان مدرسه را ترک می کردند و بعضی از معلمان گریه می کردند.

-«اوه خدایا» سوزان با یک نگاه فهمید کسی مرده است. این صحنه را زندگی کرده بود. هنوز هم در ذهنش در آن زندگی می کرد.

-«مادام ویلر است؟» سوزان برای یک لحظه نمی فهمید منظور راز کی هست. همیشه نیل بود که به جلسات خانه و مدرسه می رفت.

-معلم زبان فرانسه. معلم رایان هم بود، یادتان هست؟ آن یکی که جلوی همه است. سوزان گفت: «زن بیچاره» از دیدن معلم غمگین که دستمال کاغذی را جلوی بینی اش گرفته بود، متاثر شده بود. او در کنار دکتر مک الروی مدرسه را ترک کرد، سوزان او را می شناخت و معلم ریش داری که او هم گریه می کرد، کنارشان بود. سه دختر دانش آموز در حالی که یکدیگر را بغل کرده بودند، گریه می کردند و یکی از بازیکنان با تی شرت و شلوارک ورزشی با عجله از در خارج شد و به سمت زمین بازی رفت.

– «هی، او دیلان است. شاید بداند چه اتفاقی افتاده.» راز شیشه را پائین کشید و دست تکان داد تا توجه بچه قدبلند را جلب کند. صدا زد: «دیلان !»

-«راز!» دیلان به طرف ماشین دوید، کوله اش بالا و پایین می پرید: «سلام راز، سلام خانم سماتوف.»

-رفیق چه اتفاقی برای مادام ویلر افتاده؟ پلیس ها چرا اینجا هستند؟

-«اوه مرد، خبر بدی است.» دیلان خم شد و توی ماشین را تماشا کرد، عینکش را بالا زد. پیشانی اش چروک افتاده بود، گفت: «آقای وای دیشب مرده. دکتر مک الروی دارد گریه می کند. همه گریه می کنند.»

-«چی؟»نفس راز از تعجب بند آمد، گفت: «محاله! من تازه او را دیدم! چه طوری مرده؟»

-سوزان هم گفت: «آقای وای مرده؟» خبر وحشتناکی بود.

متن کتاب

خلاصه های کوتاه از کتاب یک دروغ عالی

محصولات مرتبط با یک دروغ عالی

مسیر سبز

880,000 تومان

قصه گو

230,000 تومان

انتخابات الویرا

75,000 تومان
نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “یک دروغ عالی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما