یکی مثل همه
Everyman
نویسنده کتاب
فیلیپ راث
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
پیمان خاکسار
ویژگی های یکی مثل همه
| کد کتاب : | 1608 |
|
مترجم : |
پیمان خاکسار |
|
شابک : |
978-964-362-677-8 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
138 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2006 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
8 |
|
: |
13 شهریور |
120,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی یکی مثل همه
معرفی یکی مثل همه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
سرنوشت شخصیت اصلی این رمان به شکلی جذاب به تصویر کشیده می شود: از اولین مواجهه ی شوکه کننده ی او با مرگ در ساحلی زیبا در دوران کودکی گرفته تا مشکلات خانوادگی و موفقیت های کاری اش در بزرگسالی، و دوران سالخوردگی او که در طول آن، زوال و مرگ هم سن و سالانش را مشاهده می کند و از مشکلات جسمانی رنج آور نیز عذاب می کشد. کتاب یکی مثل همه، داستانی بسیار صمیمانه و ملموس درباره ی فقدان و حسرت است و دست روی موضوعی می گذارد که شاید همه ی ما را به اندازه های مختلف به نوعی می ترساند یا نگران می سازد: حضور همیشگی مرگ در کنار ما.
تحریرهایی موجز از کتاب یکی مثل همه
A masterpiece.
یک شاهکار.
Atlantic Monthly
Essential for every fiction collection.
ضروری برای همه ی کلکسیون های داستانی.
Library Journal
A rich and wonderful read.
اثری غنی و شگفت انگیز.
Kirkus Reviews
خلاصه های کوتاه از کتاب یکی مثل همه
دروغ گفتن خیلی کار پستیه، یه جور بازی دادن تحقیرآمیز نفر مقابله. تو طرف مقابلت رو نگاه می کنی که داره بدون داشتن اطلاعات کافی زندگی می کنه، یا بهتر بگم خودشو مسخره ی خاص و عام می کنه. دروغگویی پیش پا افتاده است و در عین حال حیرت آور، خصوصا اگر کسی باشی که دروغ بهش گفته شده. آدمایی که شما دروغگوها بهشون خیانت می کنید، لیست بلندبالایی از توهین هایی که به اون ها شده تو ذهنشون می سازند و بعد از چند وقت دیگه نمی تونن به چیزی جز اون فکر کنند. می تونن؟ مطمئنم دروغگوهایی به مهارت و سماجت و گمراهی تو به جایی می رسند که فکر می کنن کسی که دارن بهش دروغ می گن مشکل داره، نه خودشون. احتمالا اصلا به این فکر نمی کنی که داری دروغ می گی. بهش مثل یک جور عمل از سر محبت نگاه می کنی.
درست است، تنها زندگی کردن انتخاب خودش بود، ولی نه تا این اندازه تنها. بدترین جنبه ی تنهایی این است که مجبوری تحملش کنی. یا تحمل می کنی، یا غرق می شوی. باید سخت تلاش کنی تا ذهن گرسنه ات را از نگاه به گذشته باز داری تا نابود نشوی.
آسانسور آن قدر پایین رفت تا این که درش به راهرویی بی نهایت زشت و منزجرکننده باز شد که در انتهایش اتاق عمل قرار داشت، و دکتر اسمیت با روپوش جراحی و ماسک سفید در آن ایستاده بود و در آن لباس دیگر شباهتی به دکتر اسمیتی که قبلا دیده بود، نداشت؛ می توانست دکتر اسمیت نباشد، می توانست کاملا آدم دیگری باشد، کسی که در خانواده ای مهاجر و فقیر به نام اسمولویتز بزرگ نشده بود، کسی که پدرش چیزی از او نمی دانست، کسی که هیچکس نمی شناختش، کسی که اتفاقی سر از اتاق عمل درآورده بود و یک چاقو به دست گرفته بود. در آن لحظه ی وحشتناکی که ماسک بیهوشی را نزدیک صورتش می آوردند، حاضر بود قسم بخورد که جراح، هر کس که بود، زیر لب گفت: «الان تبدیلت می کنم به یه دختر.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.