یکشنبه ی نحس
Yekshanbeye Nahs
نویسنده کتاب
میثم ضیائی
ناشر کتاب
انتشارات گیوا
مترجم کتاب
ویژگی های یکشنبه ی نحس
| کد کتاب : | 55667 |
|
شابک : |
978-6004517256 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
176 |
|
سال انتشار شمسی : |
1398 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
— |
149,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی یکشنبه ی نحس
معرفی یکشنبه ی نحس
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب یکشنبه ی نحس
باورش نمی شد. ردپا، ردپا، کف زمین، روی میز، در آشپزخانه، روی میز بار، همه جا رد پا بود. نفسش در سینه حبس شده بود و جرأت بیرون دادنش را نداشت. حالا با داشتن دو پرونده و اتفاقات عجیب، ترسناک و غیرقابل باور خانه اجاره ای اش خیلی درگیر و گرفتار شد. برنامه اش خیلی شلوغ و مدیریت و رسیدگی به همه برایش سخت شده بود. گویی شبحی با تن و پای خیس با حالتی عصبی و روان پریشانه روی تمام سطح خانه راه رفته بود. با خودش فکر کرد شاید بتواند یک شنبه اگر سرنخی از مجرم و مظنون این دو پرونده نتوانست گیر بیاورد، از این روح عصبی و خیس کمک بگیرد. جریانات ظهر به بعد، حسابی کلافه و عصبی اش کرده بود. حتی حوصله ی این را نداشت که ردپاها را پاک کند. در را بست و بلافاصله به خانه اش رفت. با اولین قهوه و شام خورد، گپ زد و درنهایت خسته و بی انرژی خودش را روی تختش ولو کرد. بلافاصله انگار که یک قرص خواب آور خورده باشد، خروپفش بلند شد.
با صدای زنگ ساعت، کوفته و کسل از خواب بیدار شد. انگار داشت سرما می خورد. گلویش می سوخت و کمی بدنش درد می کرد. به آن توجهی نکرد، بلند شد و قبل از هر چیزی یک مسکن همراه صبحانه اش خورد. بلافاصله به سمت اداره حرکت کرد. امروز روز شلوغ و پرکاری برایش بود. باید تحقیقات را راجع به پرونده ی قتل و اقدام به قتل انجام می داد تا قبل از اینکه شخص دیگری کشته شود، سرنخی گیر بیاورد و قاتل را به دام بیندازد. بیست دقیقه بعد از اینکه به اداره رسید، کریستف هم آمد و وارد اتاقش شد. داشتند با هم برنامه ی کاری امروزشان را می ریختند که گزارش بچه های تحقیقات و پزشکی قانونی به دستشان رسید. ردپا در هر دو منزل یکی و یکسان بود و مهم تر از همه تکه پوستی که زیر ناخن اولیویا، همسر لوکاس بود، جنینی بیست روزه در رحم زن باردار لوکاس و یک سری توضیحات که مهم ترینش تکه پوستی از قاتل بود. ساعت مرگ، چگونگی مرگ، علت مرگ، و وسیله ی قتل و غیره. حالا حداقل DNA و گروه خونی قاتل را داشتند، فقط باید دنبال موردی می گشتند که یک جای تنش خراش باشد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.