یلدا
Yalda
نویسنده کتاب
م مودب پور
ناشر کتاب
انتشارات نیریز
مترجم کتاب
ویژگی های یلدا
| کد کتاب : | 19775 |
|
شابک : |
978-9647259115 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
436 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2007 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
34 |
|
: |
9 آبان |
409,900 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی یلدا
معرفی یلدا
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در ادامه ی داستان “یلدا” به قلم “م مودب پور”، پای زنی به نام “شیوا” نیز به قصه باز می شود. “شیوا” زندگی پر فراز و نشیبی داشته و جبر زمانه و ندانم کاری های اطرافیان، سبب شده تا او که روزگاری دختری پاک و معصوم بود، از راه بدر شود و در دام اعتیاد و فحشا گرفتار شود. قصه ی زندگی “شیوا” زمانی به جای دردناک تر می رسد که او ناقل ویروس ایدز می شود. او تعریف می کند که چطور این اتفاق برایش افتاد و پس از آن تمام هدف زندگی اش را معطوف این نمود که مردان فاسد را به این بیماری دچار کند. البته شخصیت “یلدا” که عنوان رمان هم از اسم او برگرفته شده، ماجراهای خاص خودش را داشته و از دوران کودکی اش در خارج و وضعیت زندگی اش در آمریکا حرف می زند. “م مودب پور” اتفاقات ریز و درشت مختلفی را در رمان “یلدا” گنجانده که شخصیت ها یکی پس از دیگری با آن مواجه می شوند تا در نهایت، پایان مد نظر نویسنده را شکل دهند.
تحریرهایی موجز از کتاب یلدا
ساعت حدود یازده صبح بود ، داخل دفتر پدرم ، تو شرکت بودم که موبایلم زنگ زد …
داشتم نقـشه ای رو کـه بـرای یـک سـاختمون کشیده و طراحی کرده بودم به پدرم نشون می دادم!
ازش عذر خواهی کردم و تلفن رو جواب دادم … بله ، بفرمائین … نیما : الو سیاوش! برس که … بابام ترکید!
آروم تو تلفن گفتم :نیما الان وقت ندارم ، نیم ساعت دیگه بهت زنگ می زنم ، داریم با پدرم … فن ها … رو بررسی می کنیم!
نیما : صدات درست نمیاد! دارین با بابات زن ها رو بررسی می کنین! ساکت شو نیما! زن نه ، فن!
نیما : ول کن بابات رو! می گم بابام ترکید!
دیدم انگار داره جدی حرف می زنه! صداشم یک جور دیگه بود و هی قطع و وصل می شد!
موبایلم درست خط نمی داد … داری شوخی می کنی؟ بابام ترکید یعنی چی
نیما : مگه بابام کپسول گازه؟! می گم آپاندیسش ترکید! نمیشنوی مگه … آخه این موبایل تو نقطه ی کوره!
نیما : برنامه ی چی جوره … بذار برم تو اون یکی اتاق ببینم چی می گی!
نیما : بری تو اجاق واسه چی؟! این چرت و پرتا چیه می گی؟!
پدرم : چی شده سیاوش؟ کیه پای تلفن؟
نیما دوستم … می گه آپاندیس باباش ترکیده!
پدرم : الآن کجاست … حالش چطوره … اینجا موبایل خط نمی ده …
بذارین برم اون اتاق … پدرم دنبالم اومد اون اتاق … الو! نیما ، نیما …

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.