گوساله دریایی
کتاب حاضر ترجمه بخش هایی از کتاب" Racconti surrealisti e satirici " است. برنده ی جایزه ادبی استرگا ایتالیا
Collected Short Stories
نویسنده کتاب
آلبرتو موراویا
ناشر کتاب
انتشارات کتاب خورشید
مترجم کتاب
هاله ناظمی
ویژگی های گوساله دریایی
| کد کتاب : | 3954 |
|
مترجم : |
هاله ناظمی رضا قیصریه |
|
شابک : |
9789647081672 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
160 |
|
سال انتشار شمسی : |
1398 |
|
سال انتشار میلادی : |
1944 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
27 آبان |
60,000 تومان
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی گوساله دریایی
معرفی گوساله دریایی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
کم نیستند آن ها که موراویا را بهترین نویسنده قرن بیستم ایتالیا می دانند، نه تنها به عنوان یک هنرمند، بلکه به عنوان چهره ای صاحب تفکر و دارای نگاهی انتقادی به زوایای اجتماعی و سیاسی ایتالیا؛ به خصوص در دورانی که فاشیسم چون دملی چرکین در این کشور سر درآورده بود.
گوساله دریایی، ذیل عنوان داستان های طنز و سورئالیستی آلبرتو موراویا منتشر شده است؛ این عنوان در همان نگاه اول، توجه مخاطب را به خود جلب می کند و نوید خواندن داستان هایی خاص و تجربه ای کاملا غیرمنتظره، از رویارویی با موراویایی متفاوت را می دهد.
گوساله دریایی ترجمه بخشی از کتاب «Racconti Surrealisti e satiric» است که در اصل دربرگیرنده ۲۲ داستان طنزآمیز و یا سورئال (فرا واقع گرا) از آلبرتو موراویاست که در ترجمه فارسی، ۱۹ داستان کوتاه آن به مخاطبان ارائه شده است. هشت داستان توسط رضا قیصریه ترجمه شده و یازده داستان دیگر توسط هاله ناظمی، این کتاب در مجموعه داستان های ایتالیایی قرن بیستم نشر کتاب خورشید به بازار آمده است؛ مجموعه ای که با رویکردی حرفه ای به انتشار نمونه هایی درخور اعتنا از آثار ادبیات داستانی این کشور ایتالیا اختصاص یافته است.
تحریرهایی موجز از کتاب گوساله دریایی
بالاخره زمستان به دهکده رسید. باران تیره و سرد ماه دسامبر توان پرکردن گودال های وسیع میدان ناهموار را ندارد، میدانی که در آن خانه کوچک کتابدار میان باغچه ها و کلبه های محقر نمایان است. باران پشت باران می بارد و بر آن حوضچه های گل آلودی که زمین خیس فرو نمی برد تازیانه می زند. حتّی همراه باد، بر شیشه ای می بارد که کتابدار در حین تماشا بینی اش را روی آن له می کند. همین باد، شاخه های درختی را که در وسط میدان برخاسته، به شدت تکان می دهد و آخرین برگ های مرده اش را می ریزاند؛ همچون قایق هایی که ناغافل در گودال ها می سرند و هنگامی که گودال ها خشک می شوند، تا بهار، چسبیده در لجن باقی می مانند. خلاصه باران و باد و سرما، و صبحی که هنوز مانند غروب تیره است. کتابدار گرچه اقرار نمی کند امّا احساس می کند که فصل او فرا رسیده است و در حالی که زیر لب ناسزا می گوید، نمی تواند در دلش لرزش مسرت حزن انگیز را پنهان کند. از این رو، زمستان همیشه برای او ناخوشی و ترس بی مورد از مرگ نابهنگام را به همراه می آورد. اینک کتابدار، بدون ناخوشی و بدون ترس از مرگ، می ترسد که واقعا بیمار شود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.