گامبی وزیر
نویسنده کتاب
ناشر کتاب
مترجم کتاب
ویژگی های گامبی وزیر
| کد کتاب : | 43572 |
|
مترجم : |
مهسا صباغی |
|
شابک : |
978-6227314182 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
348 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
سال انتشار میلادی : |
1983 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
22 آبان |
تماس بگیرید
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی گامبی وزیر
معرفی گامبی وزیر
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
بث به داروهای آرام بخشی که در یتیم خانه به دختران می دادند، معتاد می شود. او وسواس شطرنج پیدا می کند ، در کلاس، یواشکی به خواندن کتاب درباره ی روش های گشایش مدرن شطرنج می پردازد و استاد راهنمایش را تحت فشار قرار می دهد تا هر آنچه در مورد شطرنج می داند به او نشان دهد. به این ترتیب دختری که زمانی به همه چیز بی علاقه بود، اکنون شیفته ی یک چیز شده و می خواهد در آن بهترین باشد. اما هرچیزی بهایی دارد و هرچه بث بیشتر در شطرنج پیشرفت می کند، شخصیت او دچار فروپاشی بیشتری می شود.
تحریرهایی موجز از کتاب گامبی وزیر
Compelling. . . . A magnificent obsession.
متقاعد کننده. . . . علاقه ای وافر و باشکوه.
Los Angeles Times
It’s advisable to tape your fingers before opening The Queen’s Gambit. Otherwise, the suspense may bring on nail-chewing right to the elbow.
قبل از باز کردن گامبی وزیر توصیه می شود انگشتان خود را با چسب بپوشانید. در غیر این صورت ، تعلیق می تواند جویدن ناخن را تا آرنج پیش ببرد.
Houston Chronicle
Tevis traps us in the breathless drama of the moment and makes us feel the same intense involvement his characters feel.
تویس ما را در یک درام نفس گیر لحظه ای به دام می اندازد و باعث می شود درگیری شدید شخصیت های او را احساس کنیم.
Plain Dealer
خلاصه های کوتاه از کتاب گامبی وزیر
جولین بهترین بازیکن درمیان آنان بود . نه فقط به این دلیل که قدش بلندتر بود یا سن بیشتری داشت . او می دانست دقیقا چه می کند . وقتی توپ از بالای تور می آمد ، او سریع خودش را به زیر آن می رساند ، بدون اینکه نیاز داشته باشد سربقیه داد بزند که از سر راهش کنار بروند . سپس می پرید و با حرکت سریع و بلند بازو ، اسپک می زد تیمی که جولین توی آن بازی می کرد ، همیشه برنده بود . یک هفته بعد از اینکه انگشت بث آسیب دید ، جولین بعد از کلاس ورزش سر راه او را سد کرد . بقیه داشتند به سمت حمام می رفتند جولین گفت : « بزار یه چیزی نشونت بدم . » او دستش را بالا گرفت . انگشتان بلندش را از هم باز و اندکی خم کرد. « این جوری باید ضربه بزنی .» آرنجش را تا کرد و دستش را به آرامی بالا برد و روی توپ فرضی زد . « امتحانش کن » بث امتحان کرد . بار اول ناشیانه انجام داد . جولین درحالی که می خندید ، دوباره نشانش داد . بث چند بار دیگر امتحان کرد و بهتر شد . سپس جولین توپی برداشت و بث را مجبور کرد با نوک انگشتانش به آن ضربه بزند . بعد از چند بار تکرار کردن ، خیلی راحت تر شد جولین گفت : « حالا اینو تمرین کن ، فهمیدی ؟ » و به سمت حمام دوید تا یک هفته تمرین کرد و بعد از آن دیگر سختش نبود والیبال بازی کند. هرچند تبدیل به بازیکن خوبی نشد ، اما حداقل دیگر از آن نمی ترسید.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.