کنت ماتیاس ساندورف
Mathias Sandorf
نویسنده کتاب
ژول ورن
ناشر کتاب
انتشارات دبیر
مترجم کتاب
فروردین پارسای
ویژگی های کنت ماتیاس ساندورف
| کد کتاب : | 1493 |
|
مترجم : |
فروردین پارسای |
|
شابک : |
978-600-96497-1-6 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
88 |
|
سال انتشار شمسی : |
1395 |
|
سال انتشار میلادی : |
1885 |
|
نوع جلد : |
جلد سخت |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
— |
10,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کنت ماتیاس ساندورف
معرفی کنت ماتیاس ساندورف
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در شهر تریسته و در سال 1867، دو خلافکار خرده پا با نام های سارکانی و زیرون، کبوتری نامه بر را می گیرند. آن ها پیامی رمزنگاری شده را چسبیده به پای کبوتر پیدا می کنند و از نقشه ای برای آزاد کردن مجارستان از زیر سلطه ی امپراطوری هابسبورگ و اتریش اطلاع می یابند. سارکانی و زیرون با بانکداری فاسد دیدار می کنند و نقشه می کشند تا عاملین این توطئه را در ازای دریافت پاداشی قابل توجه، به نیروهای امنیتی تحویل دهند. رمان کنت ماتیاس ساندورف، ویژگی های آشنای رمان های ژول ورن را در خود دارد: جزیره ها، متون رمزنگاری شده، پیچ و خم های داستانی غافلگیرکننده، تجهیزات پیشرفته و شخصیت های جذاب.
تحریرهایی موجز از کتاب کنت ماتیاس ساندورف
Verne’s epic adventure.
داستان ماجراجوانه ی حماسی ورن.
Goodreads
It’s rich storytelling, and gives epic satisfaction.
این اثر، داستانی غنی دارد و بسیار رضایت بخش است.
My Lady Bibliophile
A tale of wonder and adventure.
داستانی پر از شگفتی و ماجراجویی.
Classics for Pleasure
خلاصه های کوتاه از کتاب کنت ماتیاس ساندورف
در بعضی جاها درختزارهایی شامل زیتون، نارنج، زبان گنجشک، مو و سایر بوته ها وجود داشت که به درختان نزدیک با پیچگ هایی چسبیده و صل شده بودند. حوالی ساعت چهار بعد از ظهر، نیکولوزی پدیدار شد، بدون این که مسافران به موانع آزاردهنده ای برخورد کنند. آن ها پانزده کیلومتر از کاتان فاصله گرفته و با هیچ حیوای مانند گرگ و گراز و وحشی برخورد نکرده بودند.
من متوجه شدم اگر به موقع شما را خبردار نکنم، همه نابود می شوید. نوری که از پنجره های این ساختمان می تابید، به تبهکاران اجازه می داد از مسافت دو مایلی، اینجا را ببینند. در حدود ساعت نه شب آن ها به اینجا رسیدند و من با سرعت آن ها ترک کردم و به طرف شما دویدم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.