کتاب گنجینه آسمانی
گفتار متن فیلم های روایت فتح
heavenly treasure
نویسنده کتاب
مرتضی آوینی
ناشر کتاب
انتشارات واحه
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب گنجینه آسمانی
کد کتاب:
5860
شابک:
978-6009296316
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
456
سال انتشار شمسی:
1402
سال انتشار میلادی:
2001
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
227
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب گنجینه آسمانی
معرفی کتاب گنجینه آسمانی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب گنجینه آسمانی
مستند تلویزیونی روایت فتح که کتاب “گنجینه آسمانی” گفتار متن آن را به طور کامل در خود جای داده است، به صورت مستند، وقایع جبهه و گفت و گو با سربازان دلیر ایرانی را در برداشت. بسته به موقعیت زمانی و مکانی، یکی از فرماندهان یا یکی از عملیات های نیروهای ایرانی، مورد بررسی قرار می گرفت و جنبه های مختلف آن برای بینندگان تشریح می شد.
روایت فتح در قالبی پنج مجموعه ای توسط شهید سید “مرتضی آوینی” تولید شد که مجموعه ی نخست آن شامل یازده برنامه پیرامون عملیات عظیم والفجر بود. مجموعه ی دوم و سوم به ترتیب به عملیات های کربلای یک و پنج اختصاص داشته و مجموعه ی چهار در کنار وقایع جنگ، به رویدادهای سیاسی و فرهنگی در سال شصت و شش نیز پرداخته است. مجموعه ی پنجم روایت فتح، علاوه بر مرور عملیات های برجسته ی پیشین، رخدادهای جنگ را تا انتهای آن مرور می نماید.
درباره نویسنده کتاب مرتضی آوینی
سید مرتضی آوینی (معروف به کامران) (زادهٔ ۲۱ شهریور ۱۳۲۶ در شهر ری – درگذشتهٔ ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ در فکه) کارگردان فیلم مستند و روزنامهنگار حوزهٔ فرهنگی اهل ایران بود. مجموعه فیلمهای مستند تلویزیونیِ او دربارهٔ جنگ ایران و عراق با نام روایت فتح شناختهشدهاست.
تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند. او از کودکی با هنر انس داشت. شعر میسرود، داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد.
آوینی در سال ۱۳۴۴ به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد.

خلاصه هایی از کتاب گنجینه آسمانی
غروب نزدیک می شود و تو گویی تقدیر زمین از همین حاشیه اروندرود است که تعیین می گردد. و مگر به راستی جز این است؟
بچه ها آماده و مسلح، با کوله پشتی و پتو و جلیقه های نجات، در میان نخلستان های حاشیه اروند، آخرین ساعات روز را به سوی پایان خوش انتظار طی می کنند. این ها بچه های قرن پانزدهم هجری قمری هستند؛ هم آنان که کره زمین قرن هاست انتظار آنان را می کشد تا بر خاک بلادیده این سیاره قدم گذارند و عصر ظلمت و بی خبری را به پایان برسانند…
و اینک آنان آمده اند، با سادگی و تواضع، بی تکلف و صمیمی، در پیوند با آب و درخت و آسمان و خاک و باران… و پرندگان. و تو هم که از غرورآباد پرتکلف نفس اماره راه گم کرده ای و به یک باره خود را در میان این بندگان مطیع خدا یافته ای، حس می کنی که به برکت آنان، با همه چیز، آب و درخت و آسمان و خاک و باران و پرندگان و دیگر انسان ها پیوند خورده ای و بین تو و رب العالمین هیچ چیز نمانده است و دائم الصلو ٰ ه شده ای.
غروب نزدیک می شود و انتظاری خوش، دل بی تاب تو را در خود می فشارد.
این نخلستان ها مرکز جهان است و اگر باور نداری، خود به خیل این یاوران صاحب الزمان بپیوند تا دریابی که چه می گویم. مگر نه این است که زمان در کف صاحب الزمان است و اینان نیز یاوران او؟ مگر نه این چنین است که خداوند انسان را برای خلیفهاللهی آفریده است؟ و مگر نه این چنین است که انسان را عبودیت حق به خلیفهاللهی می رساند؟
این نخلستان ها مرکز جهان است، چرا که بهترین بندگان خدا، یعنی بنده ترین بندگان خدا در این جا گرد آمده اند تا بر صف کفر بتازند و بند از اسرای شب برگیرند و آیینه فطرت ها را از تیرگی گناه بزدایند و کاری کنند تا جهان بار دیگر اهلیت ولایت نور را پیدا کند.
بعضی ها وضو می گیرند و بعضی دیگر پیشانی بندهایی را که رویشان نوشته شده است « زائران کربلا » بر پیشانی می بندند. در این جا و در این لحظات، دل ها آن چنان صفایی می یابد که وصف آن ممکن نیست.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.