کتاب پری دخت
مراسلات پاریس طهران
Paridokht
نویسنده کتاب
حامد عسکری
ناشر کتاب
انتشارات مهرستان
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب پری دخت
کد کتاب:
16554
شابک:
978-6008441359
قطع:
پالتویی
تعداد صفحه:
140
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
2017
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
86
145,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب پری دخت
معرفی کتاب پری دخت
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب پری دخت
یکی از زوایای دید در داستاننویسی، نامهنگاری است؛ روشی که در خلال آن، مخاطب از نامههای نوشتهشده روند داستان را متوجه میشود. هرچند این شیوه امروزه میان نویسندگان و خوانندگان معاصر، بهسبب گسترش فناوری و وسایل ارتباطجمعی، از اقبال کمتری برخوردار است، هنوز در قلم نویسندگان معاصر به کار میرود.
نویسندۀ پریدخت در مقدمۀ کتاب مینویسد: «سیدمحمود و پریدخت ساکن طهران بودند. سیدمحمود را فرستادهام پاریس برای تلمذ طبابت و پریدخت را چشمانتظارش گذاشتم. هر دو از دوری هم میسوزند و کلمهبهکلمه این نامهها راوی این سوختن است. در این فراق چندین ماهه، این نامهها بین این دو نفر ردوبدل شده است و بعد هم هر دویشان توی تاریخ این سرزمین گم شدهاند.»
(برگرفته از متن ناشر)
درباره نویسنده کتاب حامد عسکری

خلاصه هایی از کتاب پری دخت
تصدقت گردم! پریدخت جان! بعد از سلام. امروز سه روز است که در پاریس یا به قول خودشان «پغیس»، رحل اقامت افکنده ام و قرار است بعون الله و منته، همانگونه که ذکرش رفت، درس طبابت بخوانم. اقامتگاه مان عمارتی است در حوالی فاکولته طب که تمهیداتی به قاعده دارد و اسباب معاش در مقبول و مطبوع مهیاست. کتابخانه ای معظم و مفصل هم در جنب همین عمارت است که اوقات فراغت بال را در آن می گذارنم؛ اما مگر خاطر عاطرتان می گذارد. جامه دان را که باز می کنم، عطر وطن را انگار هنوز دارد. و آه از عطرها که با این غریب دورافتاده از وطن، چه ها نخواهد کرد…
ینجا را بخوان! مرحوم صاحب جواهر نبشته اند، اطالهٔ کلام در همه جا مذموم و نکوهیده است الا فی صحبةالمحبوب،بعد، شاهد مثال دادند که خدا موسی را فرمود:یا موسا، آن چیست که در دستت است؟ و موسی فرمود: این عصای من است که بر آن تکیه میکنم و با آن گوسفندان خویش می رانم. آقاجانمان فرمود :در اینجا هم حیّ لایزال می دانست آن چیست در دست موسی علیه السلام و هم توضیح موسی وجوب و لزومی نداشت؛ اما خدا پرسید و موسی پاسخ. و بعد فرمود:پری جان! با محبوب که حرف میزنی، طولش بده و کشش بده که کیفش به جانت بنشیند…
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.