کتاب ورق پاره های زندان
Torn paper of jaws
نویسنده کتاب
بزرگ علوی
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب ورق پاره های زندان
کد کتاب:
8161
شابک:
9789646736269
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
112
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
1978
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
12
125,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب ورق پاره های زندان
معرفی کتاب ورق پاره های زندان
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب ورق پاره های زندان
داستان های “ورق پاره های زندان”، برگرفته از واقعیت زندگی افراد است و “بزرگ علوی”، به عنوان یک نویسنده ی سیاسی و اجتماعی، تلاش کرد تا شرایط سیاسی آن زمان را در کنار وضعیت زندانیان، به خوبی توصیف کند. هر کدام از قصه ها با خط داستانی گیرای خود، خواننده را مجذوب می کنند و داستان اول با عنوان “پادنگ” قصه ی مردی است که قاتل بودن او مشخص نیست اما به جرم قتل به زندان افتاده است. “ستاره دنباله دار” داستان فردی انقلابی است که در روز عروسی اش دستگیر و روانه ی زندان می شود و “انتظار” داستان یک زندانی است که دچار جنونی متفاوت از دیگران گشته است. “عفو عمومی” به این مساله می پردازد که همه ی زندانیان اعم از عادی و سیاسی، تمام فکرشان متوجه عفو است و “رقص مرگ” داستان مردی است که عاشق یک زن شده و حبس کشیدن به جای معشوقه را به جان می خرد.
درباره نویسنده کتاب بزرگ علوی

خلاصه هایی از کتاب ورق پاره های زندان
این غلامحسین نظافتچی ما دیروز مرخص شد.
آدم ریخت او را که نگاه می کند، باور ندارد که ممکن است پشت این پیشانی کوتاه و در پس این خنده لوس چیزکی سوای چیزهای معمولی چیزهای معمولی وجود داشته باشد.
محکوم شده بود به نه سال حبس.
من محکوم به هفت سال هستم.
او قتل کرده بود و یا اقلا اتهامش این بود که قتل کرده است. اینجا در زندان از هرکس که بپرسی: «ترا چرا اینجا آورده اند؟» می گوید: «من کاری نکرده ام، توی مسجد سر نماز بودم، گرفتندم و آوردند اینجا».
بعضی دیگر می گویند: «آن دفعه بی تقصیر بودم اما چون با تامیناتچی ها معامله مان نشده، توی چاله افتادم. من که صد تومان می دزدم، نمی توانم که هشتاد تومانش را به آن ها بدهم.» یک نفر دیگر هست که مامور غذای ما بود و فخر می کرد به اینکه دزد معمولی نیست: «ببخشید من دزد نیستم. من 12 هزار تومان مال دولت را اختلاس کرده ام.» حالا آن هم قصه اش دراز است. تمبر دولتی را دزدیده بود، رفته بود به محله بدنام و تمبرها را به جای پول سر مامانش ریخته بود.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.