کتاب والدن
Walden
نویسنده کتاب
هنری دیوید ثورو
ناشر کتاب
انتشارات روزنه
مترجم کتاب
سید علیرضا بهشتی شیرازی
ویژگی های کتاب والدن
کد کتاب:
10482
شابک:
978-9643345914
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
504
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
1854
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
10
495,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب والدن
معرفی کتاب والدن
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب والدن
درباره نویسنده کتاب هنری دیوید ثورو
او نظریهپرداز نافرمانی مدنی و یکی از مهمترین چهرههای نظریه تعالی و عشق به بدویت، سراسر زندگی کوتاهش را در شهر کونکورد در ایالت ماساچوست گذراند.
شهرت وی که البته پس از حیات وی اتفاق افتاد به دلیل مقاله نافرمانی مدنی اوست؛ شخصیتهایی چون ماهاتما گاندی، مارتین لوتر کینگ و لئون تولستوی تحت تأثیر این مقاله قرار گرفتهاند.
وی عقیدهٔ توماس جفرسون را در مورد حکومت قبول داشت: آن حکومتی بهتر است که کمتر حکومت کند. ثورو بیشتر عمر ۴۵ سالهاش را در کونکورد گذراند. در ۱۸۳۷ میلادی از هاروارد فارغالتحصیل شد. در ۱۸۴۵ حدود دو سال و دو ماه اقامتش را در جنگلهای حوالی دریاچه والدن آغاز کرد و به زندگی بدوی روی آورد. او فقط گهگاه سری به شهر میزد. خود انگیزهاش از رفتن به جنگل را اینگونه توصیف کرده است: «عزم کردهام از پیش روی نظرات جامعه اثاثکشی کنم؛ از دولت، از دین، از آموزش، از جامعه و نیز میخواهم خود را رو در رو ببینم.» دیوید ثورو، هنری (۱۳۹۵). فلسفۀ ثورو بهتفصیل در دو اثر والدن و نافرمانی مدنی آمده است. والدن مجموعه از نوشتههای کوتاه مقالهوار است که ثورو در آنها به اقتصاد، سرمایهداری، انقلاب صنعتی، زندگی بر پایۀ طبیعت و اخلاق انسانی وابسته و متأثر بر تغییرات جهانی پرداخته است.
بهعقیدۀ ناشر انگلیسی اثر، درسی که ثورو میآموزاند را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «ساده کنید.

خلاصه هایی از کتاب والدن
آن که این صفحات، و یا بخش عمده ای از آنها را می نوشتم، در بیشه، یک مایل دورتر از هر همسایه ای، تنها می زیستم؛ در خانه ای که خود بر ساحل دریاچه والدن در کنکورد ماساچوست ساخته بودم، و معاشم از دسترنج خویش بود. من در آنجا دو سال و دو ماه به سر بردم. اینک از نو غریبه ای در زندگی متمدنم.
من جوان هایی را می بینم، همشهریانم، که بخت ناموافق برایشان کشتزار، خانه، طویله، گله و وسایل زراعت به ارث گذاشته است؛ چیزهایی که راحت به دست می آیند، ولی به راحتی نمی توان از دستشان خلاص شد. آنان بهتر بود که در مرغزار باز به دنیا می آمدند و از سینه گرگی شیر می خوردند، شاید با چشمانی بیناتر می دیدند که به رنج بردن در کدامین مزرعه محکوم شده اند. چه کسی آنها را برده خاک کرد؟ چرا آنان باید شصت جریب خاکشان را بخورند درحالی که انسان محکوم به خوردن یک پک خاک بیشتر نیست؟ چرا آنان باید از روزی که به دنیا می آیند به کندن گورشان مشغول شوند؟
من گاهی تعجب می کنم که ما تا چه حد می توانیم – تقریبا باید بگویم ۔ احمق باشیم که سرگرم صورتی ناهنجار، اما تاحدودی بیگانه از رقیت، که بردگی سیاهان نامیده می شود، شویم؛ در حالی که این همه ارباب زیرک و آب زیرکاه وجود دارند که هم شمال و هم جنوب را برده خود کرده اند. خیلی سخت است که آدمی یک برده ران جنوبی بالای سر خود داشته باشد، ولی از آن سخت تر نوع شمالی آن است، و باز سخت تر این است که خود برده ران خویش شوید. سخن از معنویت آدمی!؟ به آن گاریچی که در جاده می رود نگاه کنید؛ روز و شب در راه بازار است. آیا معنویتی به او خطور می کند؟ حال آنکه عالی ترین مسئولیت او بیشتر از علف و آب دادن به اسب هایش نیست.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.