کتاب نانوشته
(دن کیشوت در عصر هوش مصنوعی)
Don Quixote -- Criticism and interpretation
نویسنده کتاب
علی شاهی
ناشر کتاب
انتشارات فرهنگ نشر نو
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب نانوشته
| کد کتاب : | 65373 |
|
شابک : |
978-6004903356 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
271 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2021 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
8 آبان |
220,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب نانوشته
معرفی کتاب نانوشته
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
“علی شاهی” در اثر خود چنین متصور شده که اگر سروانتس، خالق رمان مشهور “دن کیشوت”، چهار قرن پیش تصور میکرد که روزی یک موجود با هوش مصنوعی تلاش میکند تا خطوطی مشابه او ثبت کند، آن وقت دلش میخواست که چه جملههایی را مرقوم کند؟ آیا برای سروانتس قابل باور بود که چنین موجودی روزی در جهان وجود داشته باشد یا آن موجود را نیز همچون افسانههایی که میلیونها نفر باورش دارند اما نمیتوانند ارتباطش را با واقعیت توضیح دهند، فرض مینمود؟
“کتاب نانوشته” از “علی شاهی”، با بررسی “دن کیشوت در عصر هوش مصنوعی”، در واقع روایت خیالانگیز و هوشمندانهای را از زندگی در دورهی ما ارائه میکند. روایتی که هم متن و هم ایدئولوژی را مورد بررسی قرار میدهد و این تنها تعدادی از مفاهیم مطرح شده در “کتاب نانوشته” است.
“علی شاهی” با نگاهی رمانگونه تلاش کرده تا جواب پرسشهایی را در داستان باشکوه “دن کیشوت” پیدا کند. او چگونگی باورپذیری یک متن را زیر ذرهبین میبرد و خواندن یک متن را در مفهوم اساسی و طبیعی باور کردن آن بررسی میکند. نویسنده گوشهای از مطالب کتاب را به ایده زمان و تأثیر آن بر اعتبار یک متن و باورپذیری آن اختصاص میدهد و این باورپذیری را از این جهت که آیا مولفهای ویژهی متن است یا ذهن خواننده، تجزیه و تحلیل میکند و چرایی پایبندی طرفداران یک ایدئولوژی یا مکتب فکری معین به آن ایدئولوژی را واکاوی میکند. نویسنده به باور از منظر خطر داشتن یا نداشتن نیز میپردازد و امکان دوست داشتنی بودن یک متن را در برابر باورپذیر بودنش بررسی میکند.
تحریرهایی موجز از کتاب کتاب نانوشته
آشناپنداری ام با این متن به اوج خود رسید. دیگر تقریبا می دانستم نویسنده چه می خواهد بگوید و خیلی از تصاویر را بدون این که ببینم ترجمه کردم. حدس زدم. پیش بینی کردم. تقریبا این قطعه را از قبل در حافظه ام داشتم. از کجا آمده بود نمی دانم. حتما انتظار دارید اینها مقدمه ای باشد تا کم کم به این نتیجه برسم که نویسنده این متن خود من بودم و من خودم را دوباره و از نو کشف کردم و یک بازشناسی کلاسیک مثل داستان های قدیمی. اما خیالتان را راحت کنم: با این که نویسنده قسمتی از من بود اما من نبودم. فقط حس آشناپنداری شدیدی داشتم. انگار که این قسمت از متن را همین چند روز پیش جایی خوانده باشم. کجا؟ نمی دانم. انگار که آن خطوط سیاه روی صفحه سیاه، دیگر زیاد حرکت نمی کردند. ثابت شده بودند. شن شکافته شده بود و نقش نوشته تا همیشه بر آن افتاده بود. انگار دست نویسنده پنهان درونم را خوانده بودم و همه چیز تمام شده بود. متن را برای گروه فرستادم. پاسخ این بود:
…

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.