کتاب من پیش از تو
Me Before You
نویسنده کتاب
جوجو مویز
ناشر کتاب
انتشارات آموت
مترجم کتاب
مریم مفتاحی
ویژگی های کتاب من پیش از تو
کد کتاب:
539
شابک:
978-600-6605-42-5
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
536
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
2012
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
97
599,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب من پیش از تو
معرفی کتاب من پیش از تو
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب من پیش از تو
ویل، بسیار دمدمی مزاج است با نیش و کنایه حرف می زند، اما لوییزا به تدریج یاد می گیرد که چگونه می تواند با او تعامل کند و پس از مدت اندکی، حسی از عشق و علاقه نسبت به او در دل لوییزا شکل می گیرد. وقتی که لوییزا درمی یابد که ویل برای خود، نقشه های شوکه کننده ای در سر دارد، تصمیم می گیرد تا به او نشان دهد که زندگی همچنان ارزش زیستن را دارد.
کتاب من پیش از تو، داستان عاشقانه ای است که از مخاطب خود می پرسد: «چه خواهید کرد اگر خوشحال کردن کسی که به او عشق می ورزید، باعث شکسته شدن قلب خودتان نیز بشود؟»
درباره نویسنده کتاب جوجو مویز
ویژگی های کتاب من پیش از تو
- 7 هفته جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز.
- نامزد جایزه ی بهترین کتاب داستانی گودریدز 2018
- فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2016 ساخته شده است.

گفت و شنودهایی درباره کتاب من پیش از تو
خنده دار، تکان دهنده و غیر قابل پیش بینی.
در کتاب من پیش از تو، غم و شادی در هم می آمیزند.
داستانی پراحساس و خوش ساخت که به ما می آموزد که برای شروع یک زندگی واقعی، هیچ وقت دیر نیست.
خلاصه هایی از کتاب من پیش از تو
دلم واقعا برایش می سوخت. وقتی می دیدمش که به بیرون پنجره ماتش برده است، به نظرم غمگین ترین فردی آمد که به عمرم دیده ام. با گذر ایام، دریافتم شرایطش فقط مربوط به اسارت در صندلی چرخدار نیست، نه چون آزادی جسمی اش را از دست داده است، بلکه به فهرست بلندبالا و بی پایان مشکلات جسمی و روحی ای مربوط می شود که می توانند عواقب بدی در پی داشته باشند. با خودم فکر کردم اگر من جای او بودم احتمالا به همین اندازه احساس درماندگی می کردم.
رهبر ارکستر قدمی به جلو برداشت و با پا دوبار به سکو ضربه زد، یک هیس قوی سالن را فراگرفت. سکوت برقرار شده زنده و مشتاق بود. بعد رهبر ارکستر چوبش را به حرکت درآورد و یک باره صدای ساز در نهایت شفافیت سالن را پر کرد، موسیقی حالا برایم عینیت مادی پیداکرده بود؛ چیزی نبود که فقط از راه گوشم بشنوم بلکه در تمام وجودم جاری شده بود، اطرافم را گرفته و حواس پنج گانه ام را به لرزه انداخته بود پوستم سوزن سوزن شده و کف دستم عرق کرده بود. قوه تخیلم به طرز غیر منتظره شکوفا شده بود؛ همان طور که نشسته بودم هیجان های گذشته یک باره در وجودم غلیان پیدا کردند. افکار و ایده های نو در ذهنم پیچیدند، گویی به بینش و بصیرت دیگری دست یافته ام. خیلی چیزها بود اما اصلا دلم نمی خواست به پایان می رسید، دوست داشتم تا ابد همان جا بنشینم.
من می دانم که میتوانم خوشحالت کنم. و مطمئن که تو هم می توانی خوشبختم کنی… تو از من آدمی ساختی که اصلا تصورش را هم نمی کردم. حتی با این شرایطی که داری باز هم میتوانی شادم کنی. از تمام آدم های دنیا فقط می خواهم کنار تو باشم، تو را به هر کسی ترجیح میدهم، حتی این تویی که به نظر خودت از دست رفته است.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.