کتاب معرفت شناسی
On Epistemology
نویسنده کتاب
لیندا زاگزبسکی
ناشر کتاب
انتشارات نشر نی
مترجم کتاب
کاوه بهبهانی
ویژگی های کتاب معرفت شناسی
کد کتاب:
17286
شابک:
978-9641853152
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
288
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
2008
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
7
250,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب معرفت شناسی
معرفی کتاب معرفت شناسی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب معرفت شناسی
معرفت چیست؟ چرا ما آن را می خواهیم؟ آیا معرفت امکان پذیر است؟ چگونه آن را بدست آوریم؟ در مورد سایر ارزش های معرفتی مانند درک و یقین چطور؟ چرا بسیاری از معرفت شناسان نگران شانس هستند؟ لیندا زاگزبسکی در کتاب معرفتشناسی، پرسشهای معرفتشناختی را در چارچوب وسیعتری از آنچه که به آن اهمیت میدهیم و چرا به آن اهمیت میدهیم قرار میدهد. پرسشهای ارزشی همه پرسشهای فوق را شکل میدهند و برخی از گرایشهای فلسفی مهم را توضیح میدهند: وسواس در پاسخ به شکاک بودن، فرار از واقعگرایی، و بحث بین طبیعتگرایی و ضد طبیعتگرایی.
در آغاز کتاب آمده است:
” پژوهش فلسفی درباره نویسنده کتاب مفهوم « دانستن » [ دانسته/معرفت ] و جست وجوی راه های مناسب برای باورکردن هر سخنی و کشف حقیقت ( صدق/درستی ) را اپیستمولوژی ( معرفت شناسی ) می گویند. معرفت شناسی یکی از رشته های اصلی فلسفه است؛ چراکه دو موضوع از مهم ترین موضوعات کاوش های فلسفی را با یکدیگر پیوند می زند: ما و جهان. دانستنْ راه پیونددهنده ما و جهان است، البته نه این که تنها راه ارتباطی ما و جهان باشد، اما راه بسیار مهمی است. افلاطون اعتقاد جالبی داشت. او معتقد بود که معرفت شباهت های بسیاری به عشق ورزیدن دارد؛ چراکه هم عشق آدمی را از خویش بیرون می آورد و هم معرفت. افلاطون بر آن بود که آدمی، با بیرون آمدن از خویش، ابتدا از جهانی سر درمی آورد که بازتاب یا روگرفتی از صورت های ازلی است و بعد از آن اگر بخت با او یار باشد و از مقررات سخت گیرانه ای نیز پیروی کند، ز جهان خود صورت ها سر در خواهد آورد. “
درباره نویسنده کتاب لیندا زاگزبسکی

خلاصه هایی از کتاب معرفت شناسی
عطف نظر به پیش فرض هایی که تاکنون گفتم، فیلسوفان کم وبیش با یکدیگر هم داستان اند که معرفت دارای ویژگی های زیر است:
( 1 ) دانستنْ رابطه ای است میان یک سوژه ذی شعور و یک ابژه، درحالی که آن ابژه ( که لزوما هم ابژه بی واسطه نیست ) بخشی از واقعیت است.
( 2 ) چنین رابطه ای یک رابطه شناختی است. منظورم این است که سوژه به ابژه می اندیشد نه این که صرفا آن را با حواس خود حس کند یا صرفا احساس و عاطفه ای به آن داشته باشد.
ویژگی سوم مشخص تر است:
( 3 ) لازمه دانستن هرچیز باورداشتن آن است.
قدیس آگوسینوس در قرن پنجم باورداشتن را چنین تعریف می کرد که باورداشتن یعنی فکرکردن همراه با تصدیق . این تعریف امروزه نیز طرفداران بسیاری دارد. البته بعضی ها دو عبارت « باورداشتن » و « دانستن » را در تناقض با یکدیگر به کار می برند، اما اگر باورکردن صرفا همان تفکر همراه با تصدیق باشد، آن گاه فیلسوفان با یکدیگر هم عقیده اند که دانستن نوعی باورداشتن است.
فکرکردن حالتی است که دارای یک ابژه/متعلّق است. بی تردید، لازمه تفکر همراه با تصدیق وجود آن چیزی است که تصدیق می شود. به همین سبب، وقتی چیزی را می دانیم، فکر ما به چیزی ( ابژه/متعلّقی ) تعلّق می گیرد که آن را تصدیق می کنیم.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.