نویسنده کتاب

اسماعیل فصیح

ناشر کتاب

انتشارات البرز

مترجم کتاب

ویژگی های کتاب دل کور


کد کتاب:
26225


شابک:
978-9644420795


قطع:
رقعی


تعداد صفحه:
334


سال انتشار شمسی:
1404


سال انتشار میلادی:
1972


نوع جلد:
شومیز


سری چاپ:
28

375,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

دسته بندی های موضوعی کتاب دل کور

معرفی کتاب دل کور

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

نقد و بررسی کتاب دل کور

رمان “دل کور” به قلم “اسماعیل فصیح”، قصه‌ی است در دو بخش که نخستین قسمت آن به اتفاقات دوران کودکی دکتر “صادق آریان” برمی‌گردد و قسمت دوم، پیرامون دوران جوانی اوست. صادق در خواب، محله کودکی خود را می‌بیند که به شکل مردابی غرق در خون است. او با صدای زنگ تلفن از خواب برمی‌خیزد و خبر فوت حاج مختار آریان را از همسرش دریافت می‌کند. مرگ او، گذشته را بار دیگر به رخ صادق می‌کشد و کابوس تلخی که دیده بود، مکرر و فرساینده، به ذهنش حمله می‌برد و روزگار از دست رفته را از نو کشف می‌کند. صادق، سرگذشت حاج مختار را در قابی از زندگی سابق خانواده‌ی ارباب حسن آریان و کوکب خانم به خاطر می‌آورد و در زمینه‌ای از آب، صدا و رنگ، هیاهوی روزگاری تلخ را یادآوری می کند که از خاطرات مردگان، به رویای زندگان چنگ می‌زند. “اسماعیل فصیح” در نگارش رمان “دل کور”، از موضع دکتر صادق آریان به همه چیز می‎نگرد و شخصیت‌های متعدد رمان را از پنجره‌ی نگاه او بررسی می‌کند.
داستان “دل کور” بین یک نیمه شب و سحر اتفاق می‌افتد. با این حال، مکاشفات ذهنی صادق، در این زمان اندک، چندین دهه طول می‌کشد. “اسماعیل فصیح” زمان حال را در آغاز فصل‌ها به کار گرفته است که از آن برای جلو بردن رویدادها استفاده نمی‌شود، بلکه بیشتر برای نتیجه‌گیری فلسفی از آنچه رخ داده است، به کار گرفته می‌شود. اساس رمان “دل کور” بر پایه‌ی خاطرات راوی، ساختار رمان مدرن و سرریز خاطرات سابق بنا نهاده شده است.
اتفاقات داستان به سالها قبل برمی گردد و در پس زمینه آداب و رسوم و باورهای عام، خیابان‌ها و کوچه‌های قدیمی، فیلم و سینما، اسب‌دوانی، موسیقی کافه‌ها و نوشیدن آبجو به قصه رنگ و بویی نوستالژیک می‌دهد.

درباره نویسنده کتاب اسماعیل فصیح

اسماعیل فصیح (۲ اسفند ۱۳۱۳ در تهران – ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در تهران) داستان نویس و مترجم ایرانی بود. وی در دهه های شصت و هفتاد جزو پرفروش ترین نویسندگان معاصر بود. رمان های شراب خام، داستان جاوید، ثریا در اغما و درد سیاوش از مهم ترین آثار او به شمار می روند.اولین رمان فصیح به نام شراب خام در سال ۱۳۴۷ در انتشارات فرانکلین و زیر نظر نجف دریابندری و ویراستاری بهمن فرسی منتشر شد. مجموعه داستان خاک آشنا در سال ۱۳۴۹ توسط انتشارات صفی علی شاه و رمان دل کور در سال ۱۳۵۱ توسط انتشارات رز منتشر شد. سبک ساده و طنزآلود اسماعیل فصیح سبب شده که آثاری گیرا، پرکشش و عموما پرمخاطب خلق کند. اسماعیل فصیح از نخستین نویسندگان ایرانی است که طبقه متوسط شهری و مناسبات شهری را وارد رمان فارسی کردند. او همچنین از نخستین نویسندگانی است که ( در کتاب زمستان ۶۲ ) به مسئله جنگ ایران و عراق پرداختند.آثار فصیح همواره مورد استقبال کتابخوانان ایران بوده است، اما معمولا کارهایش در بین منتقدان ادبی با استقبال جدی روبه رو نمی شد. برخی دیگر او را یکی از معدود نویسندگان ایرانی می دانند که هم در جذب مخاطبان خاص و هم مخاطبان عام موفق بوده است. بسیاری از داستان های فصیح در ارتباط مستقیم با تجربیات زندگی شخصی اوست. به گفته خودش «جلال آریان» در داستان «درد سیاوش»، شباهتی تمام با نویسنده دارد، چراکه در زندگی واقعی نویسنده هم آنابل کمبل، اولین همسر فصیح، سر زا رفت. عشق فصیح به آنابل و جوان مرگی همسرش تأثیری عمیق بر او و نوشته هایش گذاشت. آثار فصیح به گفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمال زاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفته است که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کرده است. او همچنین علاقه زیادی به آثار صادق چوبک، فروغ فرخ زاد، و ارنست همینگوی داشت.اسماعیل فصیح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در بیمارستان شرکت نفت تهران به دلیل مشکل عروق مغزی درگذشت.

خلاصه هایی از کتاب دل کور

در آسمان هوا برق می زد و غرش رعد با رگبار و باد قاطی بود. پسر کوچک سر برگردانده بود و طوفان را نگاه می کرد. داربست مو، حوض بیضی، آجرهای نظامی، باغچه های حیاط، همه چیز زیر طوفان و باد و باران شسته می شد. ناگهان باران بدی که روی تار و پود خانه می ریخت پسر کوچک را لرزاند و یاد شبی انداخت که پدرش مرده بود. وقتی یکهو برگشت و دوباره رسول را نگاه کرد، کار از کار گذشته بود. رسول چاقو را باز کرده بود و گلوی خودش را روی کاغذ مختار بریده بود.

اشک روی گونه های زن لغزید. دکتر جوان بی حرکت ماند حالا بیدار و هوشیار به حقیقت بود. راست نشست و سیگار روشنش را توی زیرسیگاری کنار تخت له و خاموش کرد. بدون آنکه سرش را برگرداند و انگاری که با خودش حرف می زند زیر لب گفت: «می دونی، من هیچ وقت از این پیرمرد خرفت خوشم نیومده بود اما امشب، چرا امشب حالا یکهو دلم براش می سوزه؟» جوابی بر این پرسش نبود و آن ها هر دو می دانستند. زن جوان در سکوت دست او را گرفت و نوازش کرد. بیرون پنجره، شب سفید و ساکت شهر را گرفته بود. دانه های روشن برف روی خیابان می ریخت. از رختخواب بیرون آمد، به گوشه ی اتاق رفت، جلوی کمد لباس ها ایستاد، دستش را روی دستگیره کمد گذاشت.

محصولات مرتبط با کتاب دل کور

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب دل کور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما