کتاب دشمن
Foe
نویسنده کتاب
جان مکسول کوتزی
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
ونداد جلیلی
ویژگی های کتاب دشمن
کد کتاب:
195
شابک:
978-964-362-976-2
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
158
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
1986
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
3
250,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب دشمن
معرفی کتاب دشمن
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب دشمن
سوزان بارتون که اخیرا در جزیره ای متروک گرفتار بوده، به سراغ نویسنده ای مشهور به نام دنیل فو می رود. سوزان از فو می خواهد تا داستان او و آشنایی اش با مردی مرموز را روایت کند؛ مردی به نام کروزو که در جزیره، ناجی، همراه، تعلیم دهنده و گاهی اوقات معشوق او بوده است. کروزو اکنون مرده و خدمت کارش، جمعه، توانایی صحبت کردن ندارد. سوزان تلاش می کند تا تصویری حقیقی از کروزو ارائه دهد اما بلندپروازی و آرمان گرایی اش، او را وادار می سازد تا قصه را آن طور که خودش دوست دارد، برای فو تعریف کند. رمان دشمن، با هوشمندی و دقتی موشکافانه، نقاط ژرف و تاریک ذهن بشر را مورد کنکاش قرار داده و بر تمایل ذهن بشر در تغییر واقعیات متمرکز است.
درباره نویسنده کتاب جان مکسول کوتزی
ویژگی های کتاب دشمن
- نویسنده کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2003

گفت و شنودهایی درباره کتاب دشمن
کتابی بسیار شگفت انگیز با جزئیات حیرت آور و قدرتی شگرف.
با نگارشی ساده و موجز.
بسیار فکر شده و خوش ساخت.
خلاصه هایی از کتاب دشمن
واقعا در جزیره ای کنار مردی به نام کروزو گرفتار شده بودم. مردی انگلیسی که برای من به قدر لاپ لندهای بیگانه بود. وقتی از کلبه بیرون رفتم، جمعه را جایی ندیدم و از این بابت خوشحال بودم. قدری راه رفتم و جایی نشستم که خودم را جمع و جور کنم. دسته ای گنجشک لای بوته ها جا خوش کرده بودند و با کنجکاوی سرشان را جلو و عقب می بردند. اصلا نمی ترسیدند چون از ازل هیچ آسیبی از نوع بشر ندیده بودند. باید از آمدن به جزیره پشیمان می شدم؟
بخت مرا به جزیره کروزو آورده و گرفتار کرده بود. در دنیای بخت مگر بهتر و بدتر وجود دارد؟ تن به امواج می سپاریم و در چشم به هم زدنی هوشیاری مان سست می شود. خوابیم و وقتی بیدار می شویم سمت و سوی زندگی مان را گم کردهایم. چه هستند این چشم به هم زدن ها که تنها سیستم دفاعی کارساز در برابرشان هوشیاری ابدی و غیر انسانی است؟ شاید شکاف ها و رخنه هایی باشد که صداهایی دیگر، از درون آن ها کلام را به زندگی ما می دمند. به چه حقی گوش شنیدن این صداها را نداریم؟
من و فو که صحبت می کردیم جمعه بر تشکش جا خوش کرده و با لوحه اش مشغول بود. از پشت سرش نگاهی انداختم و دیدم دارد لوحه را از نقش هایی که انگار گل و برگ بود پر می کند. اما نزدیک تر که رفتم دیدم برگ ها چشم است، چشم های بازی که بر پای آدم سوار بود: ردیف به ردیف قدم رو چشم ها.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.