کتاب در
The Door
نویسنده کتاب
ماگدا سابو
ناشر کتاب
انتشارات بیدگل
مترجم کتاب
نصراله مرادیانی
ویژگی های کتاب در
کد کتاب:
18689
شابک:
978-6007806869
قطع:
پالتویی
تعداد صفحه:
476
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
1987
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
11
625,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب در
معرفی کتاب در
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب در
درباره نویسنده کتاب ماگدا سابو
ویژگی های کتاب در
- برنده جایزه فمینا سال 2003
- نامزد جایزه مستقل داستانی خارجی سال 2006
- برنده جایزه ترجمه آکسفورد – ویدنفلد سال 2006

خلاصه هایی از کتاب در
من خیلی کم خواب می بینم. اما هر وقت خواب می بینم خیس عرق، با تکانی از خواب می پرم. بعد به پشت دراز می کشم و صبر می کنم ضربان قلب هراسانم آرام تر شود و با خودم به قدرت جادوی حیت آور شب که گرفتارش شده ام فکر می کنم. دختربچه که بودم، و همین طور در جوانی، خواب نمی دیدم، نه خواب خوب و نه خواب بد و…
اعتراف در دین من جایی ندارد، اعتراقی که به واسطه آن از زبان کشیش اقرار می کنیم که گناهکاریم، اعتراف به اینکه مستحق لعن و نفرین ایم، به این دلیل که خودخواسته ده فرمان را زیرپا گذاشته ایم، اعترافی که بعد از آن، بدون نیاز به توضیح یا ارائه جزئیات مسئول آمرزش می شویم. اما من می خواهم توضیح دهم، می خواهم این جزئیات را به زبان بیاورم. این کتاب را محض اطلاع خدا، که از سر ضمیرم آگاه است ننوشته ام و نه حتی محض خاطر ارواح مردگان یکسر بینا که هم شاهد زندگی ام در ساعات بیداری اند هم شاهد رویاهایم. من برای دیگران می نویسم. تا حالا با شهامت زندگی کرده ام و امیدم این است که همین طور هم بمیرم، شجاعانه و به دور از دروغ. اما برای ژنین چیزی باید رک و بی پروا اقرار کنم. امرنس را من کشتم. اما این واقعیت که قصدم نجات او بود، نه نابودی او چیزی را عوض نمی کند.
در اولین دیدار خیلی دلم می خواست از ظاهرش چیزی دستگیرم شود، اما از اینکه اجازه این کار را به من نداد رنجیدم. مثل مجسمه بی حرکت رو به رویم ایستاده بود، در برابر نگاه کنجکاو من، نه خشک و رسمی، بلکه کم و بیش
خودباخته به نظر می رسید. چیزی از پیشانی اش دیده نمی شد. آن موقع نمی دانستم که قرار است او را فقط در بالین مرگش بدون روسری ببینم. تا آن موقع همیشه با حجاب اینجا و آنجا می رفت، مثل کاتولیکی مومن یا جهودزنی در سوگواری هفت روزه، مثل کسی که ایمانش به او اجازه نمی داد نزد پروردگار بدون پوشاندن سر حاضر شود.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.