کتاب خانه ای روی پل
The Bridge Home
نویسنده کتاب
پادما ونکاترامان
ناشر کتاب
انتشارات پرتقال
مترجم کتاب
سینا یوسفی
ویژگی های کتاب خانه ای روی پل
کد کتاب:
37428
شابک:
978-6004629065
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
184
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
2019
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
9
289,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب خانه ای روی پل
معرفی کتاب خانه ای روی پل
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب خانه ای روی پل
چهار کودک بی سرپرست مصمم در اولین کتاب هیجان انگیز نویسنده ی هندی، پادما ونکاترامان برای خود زندگی می کنند.
زندگی در خیابان های شلوغ چنای سخت است ، بنابراین وقتی خواهران فراری ویجی و روککو می رسند ، چشم انداز آنها بسیار ناخوشایند به نظر می رسد. خیلی سریع ، ویجی یازده ساله می فهمد که در این دنیای خطرناک و بی خیال ، چقدر آسیب پذیر هستند. خوشبختانه ، دختران – و دوستی – را در یک پل رها شده پیدا می کنند. این گروه با داشتن دو پسر بی خانمان ، موتی و آرول ، خانواده ای را تشکیل می دهد. و در حالی که زندگی خود را با جمع کردن زباله های شهر در حلبی آباد ها می گذرانند ، بچه ها چیزهای زیادی برای خندیدن پیدا می کنند و به آنها افتخار می کنند. از این گذشته ، آنها اکنون رئیس خود هستند و دیگر به بزرگسالان غیر قابل اعتماد، وابسته نیستند. اما هنگام ابتلا به بیماری ، ویجی باید تصمیم بگیرد که آیا به دنبال کمک گرفتن از غریبه ها است یا به آزادی شکننده و سختشان ادامه می دهد
درباره نویسنده کتاب پادما ونکاترامان
ویژگی های کتاب خانه ای روی پل
- نامزد جایزه بهترین کتاب کودک و نوجوان گودریدز سال 2019

گفت و شنودهایی درباره کتاب خانه ای روی پل
این تصویری تلخ از عشق ، فداکاری و خانواده ای در میان فقر است.
امیدوارانه و در عین حال دلخراش.
خلاصه هایی از کتاب خانه ای روی پل
روکوا، با تو حرف زدن همیشه برایم آسان بود، اما نوشتن سخت است.
سلینا آنتی کاغذی گذاشت روی میز و گفت: «براش نامه بنویس.» کاغذ از آت و آشغالهایی کثیف، پلاسیده و ناامیدی ساخته شده بود که نجاتشان داده و تمیزشان کرده بودند و دوباره بهشان شکل داده بودند. حتی مدادی که بهم داد هم با آشغال تراش ساخته شده بود.
گفتم: «خیلی علاقه داری به چیزهای مختلف یه فرصت دوباره بدی، مگه نه؟»
چین وچروک چهرهی عبوسش را مهربان تر کرده بود. گفت: «دوست ندارم راحت قید چیزی رو بزنم.»
دست گندمگون، گرم و سنگینش را گذاشت روی شانه ام. گفتم: «چرا بنویسم؟ نشونیش رو ندارین که.» سلینا آنتی گفت: «مطمئنم حرفهات به دستش میرسه.»
گفتم: «ما دوتا برعکس همدیگه ایم. تو به همه چیز و همه کس باور داری. وجودت پر از ایمانه.»
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.