کتاب تابستان
The Summer Book
نویسنده کتاب
تووه یانسون
ناشر کتاب
انتشارات هوپا
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب تابستان
| کد کتاب : | 13050 |
|
مترجم : |
یاسمن تورنگ |
|
شابک : |
978-6222040086 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
232 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1972 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
9 آبان |
160,000 تومان
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب تابستان
معرفی کتاب تابستان
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
«کتاب تابستان» دارای نثری صمیمی همراه با شوخ طبعی های ظریف است. «کتاب تابستان» داستانی عمیقا موافق با زندگی است. توو جانسون نویسنده این کتاب بسیاری از تجربیات خود را با خواننده در این کتاب به اشتراک گذاشته است. این نسخه جدید شاهد بازگشت یک گوهر ادبی اروپایی است – تازه ، معتبر و کاملا انسانی.
توو جانسون در هلسینکی فنلاند متولد و در همانجا نیز درگذشت. وی به عنوان یک شهروند فنلاندی که زبان مادری آن سوئدی بود ، بخشی از اقلیت فنلاندی های سوئدی زبان بود. بنابراین ، تمام کتاب های او در اصل به سوئدی نوشته شده اند.
توو جانسون گرچه در درجه اول به عنوان نویسنده شناخته می شود ، مشاغل دیگر خود را به عنوان نویسنده و نقاش دارای اهمیت یکسان می دانست.
توو جانسون اولین کتاب خود را با عنوان “مومین ها و طغیان بزرگ” (1945) در زمان جنگ جهانی دوم نوشت و تصویرگری کرد. وی بعدا گفت که جنگ او را افسرده کرده است. توو جانسون علاوه بر رمان ها و داستان های کوتاه مومین ، چهار کتاب مصور و بسیار محبوب را نیز نوشت و تصویرگری کرد.
کتاب های او به 33 زبان ترجمه شده است.
تحریرهایی موجز از کتاب کتاب تابستان
روشنی از علف دریایی بود که با حرکت آب به جلو و عقب موج میزد.
کودک گفت: «می خواهم شنا کنم.» انتظار داشت مادربزرگ مخالفت کند، ولی مادربزرگ واکنشی نشان نداد. سوفیا با ترس و نگرانی لباسش را در آورد؛ چون به کسانی که به آدم اجازه ی هر کاری می دهند نمی شود اطمینان کرد. پایش را کرد توی آب و گفت: «سردشت
بانوی پیر در حالی که حواسش جای دیگری بود، گفت: «معلوم است که سرد اساسی می خواستی گرم باشد؟!»
سوفیا تا کمر در آوفره رفت و با نگرانی منتظر ماند. مادر بزرگ گفت: «شنا کنکو که بلدی خوب شنا کنی.» سوفیا فکر کرد: «این آب عمیق است. یادش رفنه که من هیچ وقت تنهایی در آبی به این عمیقی شنا نکرده ام.» و به همین دلیل از آب بیرون آمد و روی صخره نشست و توضیح داد معلوم است که امروز هوا خیلی خوب میشود آفتاب در آسمان خیلی بالاتر رفته بودم
جزیره و دریا میدرخشید. هوا بسیار سبک بود
سوفیا گفت: «من می توانم بروم زیر آب. تو میدانی وقتی آدم می رود زیر آب، چه میشود؟
مادربزرگش جواب داد: «معلوم است که می دانم. آدم همه چیز را رها می کند، نفسش را توی سینه حبس می کند و می رود زیر آب احساس می کنی خزهای قهوه ای رنگ روی پایت لیز می خورد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.