کتاب اگنس
Agnes
نویسنده کتاب
پتر اشتام
ناشر کتاب
انتشارات افق
مترجم کتاب
محمود حسینی زاد
ویژگی های کتاب اگنس
کد کتاب:
340
شابک:
978-964-369-592-7
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
156
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
1998
نوع جلد:
جلد نرم
سری چاپ:
14
165,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب اگنس
معرفی کتاب اگنس
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب اگنس
در ابتدا، او برای خلق داستانی نزدیک به واقعیت از رمان اگنس کمک می گیرد، اما هر چه زمان می گذرد و او بیشتر و بیشتر شیفته ی رمان اگنس می شود، به نوشتن انفرادی خود ادامه داده و بعد از رسیدن به زمان حال، آینده ای خیالی را برای خودشان متصور می شود. زوج های خوشبخت، الزاما داستان های هیجان انگیزی ندارند و پس از مواجهه ی رمان اگنس با داستان غیرقابل انتظاری که او برایش تدارک دیده، مرز بین واقعیت و خیال رو به محو شدن می گذارد. اشتام در این رمان فراموش نشدنی، قدرت داستان سرایی در تأثیرگذاری بر فکر و رفتار آدمی را با مهارتی مثال زدنی به تصویر کشیده و به نتیجه ای نفس گیر رسانده است.
درباره نویسنده کتاب پتر اشتام
ویژگی های کتاب اگنس
- برنده ی جایزه ی راریسر سال 1999

گفت و شنودهایی درباره کتاب اگنس
یک پژوهش روانشناسانه ی به یاد ماندنی.
لذت بخش و فراموش نشدنی.
کتابی تفکربرانگیز و مسحورکننده.
خلاصه هایی از کتاب اگنس
هر کدام از ما به نوعی پس از مرگمان به زندگی ادامه می دهیم. در یاد سایر آدم ها، در یاد بچه هایمان و در چیزی که خلق کردیم.
اگنس مرده است. داستانی او را کشت. از اگنس، جز این داستان چیزی برایم نمانده. شروع داستان برمی گردد به روزی در نه ماه پیش، که برای اولین بار در کتابخانه ی عمومی شیکاگو هم دیگر را دیدیم. وقتی با هم آشنا شدیم، هوا سرد بود. سرد مثل همیشه در این شهر، اما الان هوا سردتر است و برف می بارد. روی دریاچه میشیگان برف می بارد و باد تندی می وزد که زوزه اش حتی از شیشه های دو جداره پنجره های بزرگ هم رد می شود. برف می بارد، اما نمی نشیند، با باد می رود و هر جا که باد نباشد، می نشیند. چراغ را خاموش کرده ام و به بیرون نگاه می کنم، به راس نورانی آسمان خراش ها، به پرچم آمریکا که در باد و در نورافکنی پیچ و تاب می خورد و به میدان خالی آن پایین دست که حتی در این ساعت، در دل شب هم چراغ های راهنمایی اش سبز و قرمز و قرمز و سبز می شوند، انگار که اتفاقی نیفتاده، انگار که نباید اتفاقی بیفتد.
خوشبختی را نقطه نقطه نقاشی می کنند و بدبختی را خط خط. وقتی تو می خواهی خوشبختی ما را توصیف کنی، باید یک عالم نقطه های کوچک درست کنی، مثل سورا. آن وقت مردم از فاصله ای می توانند ببینند که ما خوشبخت بودیم.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.