کتاب آگوست آبی
August Blue
نویسنده کتاب
دبورا لوی
ناشر کتاب
انتشارات طرح نقد
مترجم کتاب
نیما مانی
ویژگی های کتاب آگوست آبی
کد کتاب:
150760
شابک:
978-6008582953
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
194
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
2023
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
1
240,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب آگوست آبی
معرفی کتاب آگوست آبی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب آگوست آبی
این رمان درباره نویسنده کتاب بازگشت گذشته و رو به رو شدن با تروماهایی است که پس از سال ها همچنان اثر خود را بر زندگی حفظ می کنند. این رمان درباره نویسنده کتاب زن جوانی به نام السا است. او پیانو می نوازد و شهرت فراوانی دارد اما در اوج زندگی حرفه ای خود و در سی سالگی هنگام کنسرتی مهم در وین، در اواسط اجرا و زمانی که در حال نواختن قطعه ای از راخمانینف است صحنه را ترک می کند. این موضوع تمسخر و اعتراض مردم را به همراه دارد.
پس از آن السا تصمیم می گیرد که به یونان سفر کند و به آتن می رود. او به بازار مکاره که پر از وسایل دست دوم و دزدی است زنی را می بیند که یک جفت اسب مکانیکی را می خرد. اسب ها می رقصند و همین موضوع نظر السا را جلب می کند تا او هم یک جفت از آن اسب ها بخرد اما فروشنده همان یک جفت را دارد. سفر السا به آتن ختم نمی شود و او به سراسر اروپا مانند کولی بی وطن رهسپار می شود و در طول سفر به افرادی که با آن ها آشنا می شود پیانو آموزش می دهد. در این سفر طولانی زنی هم که در ذهن السا بسیار آشناست و او را در بازار آتن دیده بود سایه سایه همراه السا حرکت می کند.
این رمان تصویری از زنی مالیخولیایی را روایت می کند که در پی دگردیسی و تغییر شخصیت خود است. نویسنده در این رمان راه هایی را نشان می دهد که می توان با آن ها کهنه ترین زخم های روان را یافت و با درمانشان خود را بازیابی کرد.
«آگوست آبی» کتابی در مورد هویت، واقعیت و عشق است.
درباره نویسنده کتاب دبورا لوی

خلاصه هایی از کتاب آگوست آبی
آبی کردن موهایم اصلا به تمایلات من نمیخورد و سلیقهام نبود. هر دو نفرمان میدانستیم من این کار را به این دلیل میکنم که جلوی هرگونه شباهتی به والدین واقعی ناشناسم را بگیرم. آرتور از اینکه من هیچ میلی به گشتن دنبال آنها ندارم و حتی نمیخواهم با والدینی که من را به سرپرستی گرفته بودند، ارتباطی بگیرم گیج شده بود. از وقتی ده سالم شده بود، به من میگفت میتوانم هر وقت که دوست دارم، «این مدارک» را نگاه کنم. منظورش مدارک مربوط به سرپرستی من بود. فکر کنم همواره خودش را آماده کرده بود تا با جستوجوی ناگزیر من برای پیدا کردن پدر و مادر واقعیام روبهرو شود؛ اما من هرگز دوست نداشتم آن مدارک را مطالعه کنم و این را به خودش هم گفتم، او هم همیشه جواب میداد: «محکم بودنت رو ستایش میکنم.»
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.