- سفارش بیش از یک عدد از هر محصول، تنها از طریق پشتیبانی امکانپذیر است. در صورت نیاز به تعداد بیشتر، لطفاً با بخش پشتیبانی سایت تماس بگیرید تا سفارش شما ثبت شود.
کتاب آرامش
Calm
نویسنده کتاب
تیم پارکس
ناشر کتاب
انتشارات کتاب سرای نیک
مترجم کتاب
صبا راستگار کریمی
ویژگی های کتاب آرامش
کد کتاب:
60642
شابک:
978-6008957058
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
136
سال انتشار شمسی:
1397
سال انتشار میلادی:
2017
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
2
65,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب آرامش
معرفی کتاب آرامش
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب آرامش
در این جهان مدرن آشفته چگونه میتوانیم به آرامش برسیم؟ تیم پارکس (Tim Parks) که تمام عمرش به امور معنوی بدبین بود خود را در مراقبهی عزلت نشینی بودایی تصویر میکند که سعی دارد در آن به این پرسش پاسخ دهد. او با صداقتی بیرحم و بذلهگوییای خشک سفرش از بیباوری تا چیزی که رسیدن به آرامشی درونی است را بازگو میکند و یکی از بزرگترین رمز و رازهای زمانمان را حل میکند. چطور در این عصر مدرن دوام بیاوریم. کتاب آرامش (Calm) منتخبی است از کتاب به ما بیاموزید که ساکن بنشینیم
درباره نویسنده کتاب تیم پارکس
پارکس طی سالهای 1993 و 2019 به عنوان استاد دانشگاه در دانشگاه IULM، میلان تدریس میکرده است. او همچنین مترجم است و آثاری از آلبرتو موراویا، آنتونیو تابوچی، ایتالو کالوینو، روبرتو کالاسو، نیکولو ماکیاولی و جاکومو لئوپاردی را ترجمه کرده است. کتاب غیرداستانی او به سبک ترجمه به عنوان «متعارف در زمینه مطالعات ترجمه» توصیف شده است.[4] او دو بار برنده جایزه جان فلوریو برای ترجمه از زبان ایتالیایی شد.

خلاصه هایی از کتاب آرامش
چیزها همان گونه که هستند. این کاسه، این میز، ماست سفید. در آخرین صبحانه، حضور محض همه ی این ها مرا فرا گرفته بود. این نان، این قالب کره. چیزها همان گونه که هستند. دستم، پوست لکه دار، بند انگشت با جای زخم، ناخن های کثیف. هر چیزی به شدت خودش بود، و در یک آن منبعی بود از جذابیت و خاص بودن. خرده نان های پخش شده و شیری که ریخته. به این ها خیره شدم. مثل آثار سزان همه چیز از شبکه ی تفاسیر انسانی رها بود.
فنجانی کنار برشی از خربزه. فقط خودشان بودند. الان کلمه ها را می گویم فنجان، خربزه اما ذهن من در آن زمان بی کلمه بود. آن فنجان و خربزه چیزهای بی واژه ای بودند، در ارتباط نبودند، بخشی از یک جمله یا داستان هم نبودند و هیچ فاصله ای بین ما نبود. من داخل فنجان بودم و به خربزه چسبیده بودم. چشم هایم را چرخاندم و به مرد جوانی که آن طرف میز بود نگاه کردم. صورتش را به تازگی اصلاح کرده بود، تی شرت قرمزی پوشیده بود و روی انگشت وسطش را خالکوبی کرده بود.
خالکوبی شکل حلقه ای بود که روی پوستش قلم زده بودند. نگاه کردم. بیسکویتی در دستش بود و برای این که مربا روی آن بمالد از چاقو استفاده می کرد. خیلی پرحرارت بود. مربا صورتی بود. انگشتان قوی هم حاضر بودند. من داشتم لمسشان می کردم. انگشت ها مرا لمس می کردند. نگاه کردن معادل لمس کردن بود. شاید کلمات از ما محافظت می کنند. کلمات سد راه جهان می شوند. الان این حرف را می زنم. آن موقع این فکر به ذهنم نیامد. من آن جا در میان همه ی این چیزها زبانم بسته شده بود. من واقعا درست آن جا بودم.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.