کبوتران روی چمن
Pigeons on the Grass
نویسنده کتاب
ولفگانگ کوپن
ناشر کتاب
انتشارات بیدگل
مترجم کتاب
اژدر انگشتری
ویژگی های کبوتران روی چمن
| کد کتاب : | 15528 |
|
مترجم : |
اژدر انگشتری |
|
شابک : |
978-6007806807 |
|
قطع : |
پالتویی |
|
تعداد صفحه : |
446 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
1951 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
15 آبان |
92,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کبوتران روی چمن
معرفی کبوتران روی چمن
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب کبوتران روی چمن
دوستشان نداشت. چرا باید دوستشان می داشت؟ او دیگر به این خویشاوندی افتخار نمی کرد. وجودش را بی تفاوتی پر کرده بود. چرا باید احساس تأثر می کرد؟ هیچ احساس خاصی سینه اش را فشرده و فراخ نمی کرد. آن هایی که آن پایین زندگی می کردند فکر ریچارد را بیشتر از دیگر ملت های قدیمی مشغول نمی کردند: فقط به شکلی سطحی. او به سفرهای کاری می رفت، نه آن نوع سفرهای کاری که آن پایینی ها، آن خاندان حیاط پادگانی، آن کهنه خدمتکارهای سلطنتی منظورشان بود، او به دلایل انتفاعی سفر می کرد، از طرف کشور و دورا نش، و باور داشت که حالا دیگر دوران کشورش است، قرن غرایز تهذیب شده، نظم فایده مدار، قرن برنامه ریزی، مدیریت و کاردانی، و حالا این سفر علاوه بر کار نوعی بازدید رمانتیک و کنایی از جهان و مشتی کاخ بود.
چیزی که می توانستند از او توقع داشته باشند عدم جانب داری بود. این از بخت بلند آن ها بود. آگوستوس به خیرخواهی یونانیان کشتی نراند سوی هلاس. تاریخ آگوستوس را واداشت که در اوضاع آشفتۀ یونان دخالت کند. او نظم برقرار کرد. انبوهی از خشک مغزها، شهروندان متعصب و وطن پرستان محلی را مطیع خود کرد، پشتیبان خرد، میانه روها، سرمایه و آکادمی ها شد و با دیوانگان، فرزانگان و شاهدبازان مماشات کرد.
این به نفع او و کلید موفقیت آن ها بود. ریچارد خودش را عاری از خصومت و تعصب می دانست، نفرت و تحقیر بر دوشش سنگینی نمی کرد. این احساسات سوء سمومی بودند از جنس بیماری های تمدن براندازی همچون طاعون، وبا و آبله. ریچارد واکسینه شده بود، او بهداشتی و منزه بار آمده بود. شاید متفرعن بود، بی آنکه بخواهد متفرعن باشد، چرا که جوان بود، جوانی را دست بالا می گرفت و از بالا نگاه می کرد، از بالا به تمام واقعیات آنها نگاه می کرد، به سرزمین هایشان، به پادشاهانشان، به مرزهایشان، به نزاع هایشان، فیلسوفانشان، مزارهایشان، به خاک برگ فکری و تربیتی و کاملا زیبایی شناسانه شان، به جنگ ها و انقلاب های همیشگی شان، از بالا نگاه می کرد به کارزار مضحکی که زمین زیر آن انگار روی تخت جراحی افتاده بود: سخت ازهم دریده. البته او آن را واقعا این طور نمی دید؛ او نه پادشاهان را می دید و نه مرزها را، جایی که فعلا فقط شب و مه بود، چشم ذهنش هم آن را مجسم نمی کرد، معلومات مدرسه اش بود که باعث می شد این قاره را این طور ببیند. تاریخ «گذشته» بود، جهان دیروز، اعداد سال ها در کتاب ها، عذاب محصل ها، اما هر روز در حال گذر هم از نو تاریخ می ساخت، تاریخ جدید، تاریخ «حال» و این یعنی بودن، دگردیسی، رشد، عمل و پریدن. ولی همیشه خبر نداشتی به کجا می پری.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.