کاج ها
(ویوارد پاینز 1)
Pines
نویسنده کتاب
بلیک کراوچ
ناشر کتاب
انتشارات باژ
مترجم کتاب
زهرا رحیمی
ویژگی های کاج ها
| کد کتاب : | 28533 |
|
مترجم : |
زهرا رحیمی |
|
شابک : |
978-6008939429 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
343 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2012 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
7 |
|
: |
19 شهریور |
376,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کاج ها
معرفی کاج ها
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
چرا او نمی تواند با خانواده اش در دنیای بیرون “ویوارد پاینز” ارتباط برقرار کند؟ چرا هیچکس باور نمی کند او همان کسی است که می گوید هست؟ و هدف آن حصارهای الکتریکی که دور تا دور شهر کشیده اند چیست؟ آیا برای این است که ساکنین را داخل شهر نگه دارد یا جلوی ورود چیزی را به شهر بگیرد؟
هر قدمی که “ایتن برک” به سمت حقیقت بر می دارد، او را یک قدم از دنیایی که فکر می کرد می شناخته، و مردی که فکر می کرد هست، دورتر می کند. این قضیه تا جایی پیش می رود که نهایتا او را وادار به مواجهه با یک حقیقت ترسناک می کند؛ اینکه شاید هرگز قادر نباشد از “ویوارد پاینز” جان سالم به در ببرد. اما برای یافتن این حقیقت به دنیای “کاج ها” از سه گانه ی معروف “بلیک کراوچ” با نام “ویوارد پاینز” ورود کنید و از تجربه ی خواندن یکی از رمان های هیجان انگیز و پرفروش لذت ببرید.
تحریرهایی موجز از کتاب کاج ها
Fans of Stephen King, Peter Straub and F. Paul Wilson will appreciate this genre-bending, completely riveting thrill ride, which mixes suspense, horror, science fiction and dystopian nightmare all rolled up into one unputdownable book.
طرفداران استیون کینگ ، پیتر استراوب و اف. پل ویلسون از این تجربه ی هیجان انگیز ، کاملا میخکوب کننده و چند ژانری که ترکیبی است از تعلیق، وحشت، علم و تخیل و کابوس های پادآرمانشهری در کتابی که نمی توان زمین گذاشت، لذت خواهند برد.
Booklist
خلاصه های کوتاه از کتاب کاج ها
و حالا ترس داشت او را نابود می کرد. توانایی هایش را در پردازش اطلاعات و واکنش مناسب، کند کرده بود. شاید هم داروی بی هوشی بالاخره سد خونی و مغزی را شکسته و کنترل را به دست گرفت بود. فکر کرد: خدای من، الان وقت از هم پاشیدن نیست، به خودت مسلط باش مرد.
صدای ریز و گوش خراش باز شدن در آسانسور را شنید و به دنبال آن، صدای قدم های نرم و تندی که در حال نزدیک شدن به او بود. تلاش کرد گردنش را برای دیدن کسی که داشت می آمد، دراز کند. وقتی بالاخره این کار را کرد، تخت تکان خورده بود و کسی داشت آن را به عقب و به طرف آسانسور می کشید.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.