چه ساده شکستم
Che Sadeh Shekastam
نویسنده کتاب
آزیتا خیری
ناشر کتاب
انتشارات آرینا
مترجم کتاب
ویژگی های چه ساده شکستم
| کد کتاب : | 41840 |
|
شابک : |
978-6006893012 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
1266 |
|
سال انتشار شمسی : |
1397 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
— |
130,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
معرفی چه ساده شکستم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب چه ساده شکستم
روی یکی از نیمکت های سالن شلوغ ترمینال ، جای خالی پیدا کردم. در حالی که خسته و عرق ریزان روی آن می نشستم به ساعت بزرگی که از سقف ترمینال آویزان بود نگاه کردم. هنوز یک ساعت تا حرکتم وقت باقی بود. به پشتی صندلی تکیه دادم و به آدم هایی که با عجله می آمدند و می رفتند خیره شدم. عجله و هراس و اشتیاق و گاهی ترسشان برایم جالب بود. حالا راحت می تونستم به دور و بر و آدم های مقابلم خیره شوم ، بدون اینکه مجبور باشتم نگاه ملامتگر و سرزنش بار کسی را تحمل کنم. کنارم زن و مرد جوانی ایستاده و مشغول صحبت با همراهانشان بودند. اطرافشان پر از ساک و چمدان بود. با دیدن ساک های شیک و تمیز آنها بی اختیار نگاهم به سمت وسایل اندکم کشیده شد. ساک امانتی شریفه خانوم بود، به همراه کیسه ی سیاه رختخوابم با ساک کوچکتر دیگری که تعدادی از کتاب هایم را در آن قرار داده بودم. دوباره توجهم به سوی زن و مرد جوان جلب شد. مشغول خداحافظی بودند. مادر زن جوان گریه می کرد و مرتب از خدا برایشان آرزوی خوشبختی می کرد. احتمالا مسافر ماه عسل بودند. بی اختیار لبخندی زدم و به سمت دیگر سالن نگاه کردم. در همین احوال پسر بچه ی کوچکی که جعبه ی آدامسی در داشت با عجله به طرفم آمد و با لحن معصومانه و ملتسمی گفت :
خانوم تور و خدا یه آدامس بخر. فقط یکی.
با تعجب نگاهش کردم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.