چهل گیسو
Chehel-Gisoo
نویسنده کتاب
محمدرضا صفدری
ناشر کتاب
انتشارات نیماژ
مترجم کتاب
ویژگی های چهل گیسو
| کد کتاب : | 18315 |
|
شابک : |
978-6003674233 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
120 |
|
سال انتشار شمسی : |
1398 |
|
سال انتشار میلادی : |
2019 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
9 آبان |
80,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی چهل گیسو
معرفی چهل گیسو
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب چهل گیسو
یک روز دختر رفته بود سر قنات شنا کند. لنگه ی کفشش توی آب قنات افتاد. نشسته بود گریه می کرد که مادرش آمد. مادرش گفت: «برای چه گریه می کنی؟»
دختر گفت: «یک لنگه ی کفشم افتاد توی قنات.»
قنات بلند بود و مادر ترسید.
روزی از روزها چوپان پادشاه گوسفندها را پایین قنات آب می داد. آن روز چوپان هر کاری می کرد گوسفندها و اسب ها از آبی که از قنات درمی آمد نخوردند.
شب که برگشت، به شاه گفت: «آب پایین قنات نمی دانم چه دارد که هرچه می کنم اسب ها از آنجا آب نمی خورند.»
یکی را واداشتند تا رفت توی قنات و لنگه کفش را درآورد. پسر شاه لنگه کفش را دید و گفت: «من لنگه ی دیگر کفش را هم می خواهم.»
گشتند یک پیرزن جادو پیدا کردند که لنگه ی دیگر کفش را پیدا کند. پیرزن جادو مشتی بنک و بادام ریخت تو کیسه ای و تو کوچه ها گشت و بانگ زد تا مردم بروند از او بنک و بادام بخرند. هیچ کس نیامد از او چیزی بخرد. رفت و رفت به بیابانی رسید. دختری او را دید گفت: «بیا نزدیک تر ببینم چه داری برای فروش؟»
پیرزن جادو خرت و پرت هایش را باز کرد. دختر لنگه کفش خود را در کیسه ی او دید. گفت: «این لنگه کفش من است.»
پیرزن گفت: «برو لنگه ی دیگرش را بیاور. اگر خودش بود من این لنگه را به تو می دهم.» دختر رفت تو خانه شان و لنگه کفش را آورد. جادوگر لنگه ی کفش را به دختر داد و خودش رفت به پسر شاه گفت که لنگه ی دیگر در فلان بیابان است. پسر شاه رفت، دختر را دید و او را به زنی گرفت و گفت به همه: «این دختر زن من است.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.