چمن شب ها
The grass of the nights
نویسنده کتاب
پاتریک مودیانو
ناشر کتاب
انتشارات فرهنگ آرش
مترجم کتاب
مریم جلالی فراهانی
ویژگی های چمن شب ها
| کد کتاب : | 3518 |
|
مترجم : |
مریم جلالی فراهانی |
|
شابک : |
9786009450527 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
152 |
|
سال انتشار شمسی : |
1394 |
|
سال انتشار میلادی : |
2012 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
12 آذر |
160,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی چمن شب ها
معرفی چمن شب ها
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
رمان علف شبانه، تمامی نشانه های بی نظیر سبک نوشتاری جذاب و نفس گیر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات-پاتریک مودیانو-را در خود دارد. مودیانو باری دیگر، مخاطبین را به دنیایی منحصربه فرد و پاریسی آکنده از مالیخولیا، خطراتی نامعلوم و پژواک های در حال پژمردن عشق های از دست رفته می برد.
تحریرهایی موجز از کتاب چمن شب ها
A magnificent novel that reawakens days long past, illuminating them with a dazzling light.
رمانی باشکوه که روزهای بسیار دور را دوباره زنده می کند و نوری خیره کننده به آن ها می تاباند.
Elle
A powerful examination of individual guilt and responsibility.
کاوشی قدرتمند درباره ی جرایم و مسئولیت های شخصی.
Toronto Star
No one is currently writing such beautiful tales of loss, melancholy, and remembrance.
هیچ کس[مانند مودیانو]در حال حاضر چنین داستان های زیبایی درباره ی فقدان، مالیخولیا و یادآوری خاطرات نمی نویسد.
Independent
خلاصه های کوتاه از کتاب چمن شب ها
با این حال من خواب ندیده ام. هروقت یک بار در خیابان، انگار صدای کس دیگری را بشنوم، خودم را در حال گفتن این جمله می یابم. صدایی بی رمق. نام هایی به ذهنم می آیند، بعضی چهره ها، بعضی جزئیات. دیگر کسی نیست که با او درموردش حرف بزنم. هنوز باید دو یا سه شاهد زنده ای باشند. اما بدون شک آن ها همه چیز را فراموش کرده اند. آخرش هم خودم می پرسم که آیا واقعا شاهدانی وجود داشته اند؟
عبارت هایی که وقتی از کنار دو نفر که در خیابان در حال حرف زدن هستند، شگفت زده تان می کند و شما هیچ گاه نخواهید فهمید که قضیه چیست.
«اگه من یه نفر رو کشته بودم چی می گفتی؟» فکر کردم شوخی می کند یا این سوال را به خاطر رمان های پلیسی ای می پرسد که عادت به خواندنشان داشت. علاوه بر این، این کتاب ها تنها چیزی بودند که او می خواند. شاید در یکی از آن رمان ها، زنی همین سوال را از نامزد خود می کرد. «چی می گفتم؟ هیچ چی.» امروز هم همان جواب را می دادم. آیا ما حق داریم درباره آن هایی که دوستشان داریم، قضاوت کنیم؟ اگر آن ها را دوست داریم، حتما به خاطر چیزی است. و آن چیز، ما را از قضاوت کردن درباره آن ها منع می کند. نمی کند؟

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.