بیلی باتگیت

Billy Bathgate : a novel

نویسنده کتاب

ادگار لارنس دکتروف

ناشر کتاب

انتشارات کارنامه

مترجم کتاب

نجف دریابندری

ویژگی های بیلی باتگیت

















کد کتاب : 6314

مترجم
:


نجف دریابندری



شابک
:

978-9644310782

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

454

سال انتشار شمسی
:

1402

سال انتشار میلادی
:

1989

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

5


:

12 آذر

320,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی بیلی باتگیت

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

در دهه ی 1930 در نیوورک، پسری پانزده ساله و ترک تحصیل کرده به نام رمان بیلی بتگیت مورد توجه داچ شولتس، گانگستری بدنام و پرنفوذ، قرار می گیرد و وارد دنیایی از کارهای غیرقانونی و بزهکارانه می شود. پدر بیلی، مردی یهودی بود که مدت ها پیش، او و مادر نیمه دیوانه‎ی ایرلندی اش را ترک گفت و حالا بیلی-پس از پشت سر گذاشتن دورانی سخت-به سرعت شیفته ی دنیای آکنده از پول، شهوت و قدرت شولتس شده است. بیلی در این دنیای جدید، با زورگیری، خشونت و قتل هم روبه رو می شود اما خطرناک ترین تهدید برای او، درگیری در رابطه ای عاشقانه با نامزد شولتس است. داستان توسط خود بیلی روایت می شود و افکار و احساسات این شخصیت دوست داشتنی باعث به وجود آمدن یکی از باورپذیرترین و جذاب ترین آثار ادگار لارنس دکتروف شده است. دکتروف با تلفیق اسطوره شناسی و تاریخ، به روابط عاطفی و شخصی گانگسترها و خلافکاران سازمان یافته پرداخته و اثری را به وجود آورده است که پس از گذشت سال ها، هنوز هم ذهن مخاطبین را کاملا درگیر خود می سازد.

تحریرهایی موجز از کتاب بیلی باتگیت

Riveting . . . mesmerizing . . . unforgettable.

جذاب، مسحورکننده و فراموش نشدنی.

Time

Enthralling.

حیرت انگیز.

Los Angeles Times

Packed with complex and beautiful scenes, filled with grime and color.

سرشار از صحنه های پیچیده و زیبا، پر از طرح و رنگ.

New York Times

خلاصه های کوتاه از کتاب بیلی باتگیت

قایق که به حوضچه وارد شد دو اتومبیل با موتور روشن زیر باران منتظر بودند. من گوش به فرمان بودم، اما آقای شولتس دختر را که نامش لولا نبود در عقب اتومبیل اول چپاند و کنار او نشست و در را با صدا بست و من مستاصل دنبال «ایروینگ» به طرف اتومبیل دوم راه افتادم و بعد از او سوار شدم. از بخت خوش من اتومبیل یک ترک داشت. به عقب که نگاه کردم سه تا هیکل دیدم که شانه به شانه نشسته بودند. ایروینگ با اورکت و کلاه شاپو، مثل بقیه که به بیرون زل زده بودند، با نگاه و از بالای سر راننده و مرد بغل دستش اتومبیل جلو را دنبال می کرد.

به من می گفت کسب جنایت مثل هر کسب دیگری باید صاحبش مدام بالای سرش باشد تا امورش بگردد، چون که هیچ کس مثل صاحب کار دلش برای کار نسوخته، وظیفه اوست که جریان سود را برقرار کند، همه افراد را روی پنجه پاشان نگه دارد.

ساندویچ شدن بین این آدم های مسلح دست به یراق حال خوشایندی نبود. دلم می خواست جلوی چشم آقای شولتس باشم یا به حال خود رها شوم مثلا در «خیابان سوم ای ال»، تنها در یک واگن و خواندن تبلیغات در سوسوی لامپ ها وقتی که واگن تلک تلک خیابان ها را تا آخر «برانکس» می پیمود.

محصولات مرتبط با بیلی باتگیت

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بیلی باتگیت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما