چشم

The Eye

نویسنده کتاب

ولادیمیر ناباکوف

ناشر کتاب

انتشارات مروارید

مترجم کتاب

محمدعلی مهمان نوازان

ویژگی های چشم

















کد کتاب : 2643

مترجم
:


محمدعلی مهمان نوازان



شابک
:

978-964-191-040-4‬

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

112

سال انتشار شمسی
:

1403

سال انتشار میلادی
:

1930

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

89


:

22 مرداد

130,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی چشم

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب چشم، رمانی نوشته ی ولادیمیر ناباکوف است که اولین بار در سال 1930 منتشر شد. معلمی روس به نام اسموروف، پس از تحقیر شدن و کتک خوردن از همسر زنی که با او رابطه ای پنهانی داشته، دست به خودکشی می زند. اسموروف که مطمئن نیست خودکشی اش موفقیت آمیز بوده یا نه، در گوشه و کنار برلین سرگردان می شود و آشنایانش را به نظاره می نشیند. او اما درمی یابد که نمی تواند از حرف ها و نظرات دوستان مهاجرش، چیز زیادی درباره ی زندگی خودش بفهمد. کتاب چشم که کوتاه ترین رمان ناباکوف به حساب می آید، هم یک داستان کارآگاهی هجوآمیز است و هم، کاوشی ژرف و چندلایه درباره ی هویت، ظاهر و گم کردن خود در جهانی پر از سردرگمی و عدم اطمینان.

تحریرهایی موجز از کتاب چشم

Nabokov writes prose the only way it should be written, that is, ecstatically.

ناباکوف، نثر را آن گونه که باید نوشته شود، می نویسد، یعنی با شور و انرژی.

John Updike

By one of the great writers of the twentieth century.

اثری نوشته ی یکی از نویسندگان برجسته ی قرن بیستم.

Book Depository

This unique, literary tale is not to be missed.

این داستان منحصر به فرد و ادبی را نباید از دست داد.

Criminal Element

خلاصه های کوتاه از کتاب چشم

من همواره آشکار و در معرض دید بودم، همواره حیران و سرگشته، حتی در خواب هم مدام خود را نظاره می کردم، با این حال از وجود خودم چیزی دستگیرم نمی شد. از تصور این که نمی توانم دست از کند و کاو خودم بردارم به مرز جنون می رسیدم و به حال همه ی آن آدم های ساده ای غبطه می خوردم که با دقت و اطمینان به کارهای حقیرشان می پرداختند. من حفاظی از آن دست نداشتم.

مصمم شدم که اسمورف واقعی را کشف کنم. تا آنجای کار پی برده بودم که او شخصیتی چند بعدی دارد. در واقع نسبت به محیط رنگ عوض می کرد و گاهی سیمایی سرد و بی روح و گاه چهره ای متفاوت و پر حرارت از خود بروز می داد.

کم کم داشت از این بازی خوشم می آمد. شخصا اسمورف را به دور از هرگونه شور و احساسی نظاره می کردم. پیش داوری اولیه که عملا به سود او بود، حالا به کنجکاوی صرف تبدیل شده بود. به هر حال من هیجانی را تجربه می کردم که برایم تازگی داشت.

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چشم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما