پین بال، 1973
Pinball, 1973
نویسنده کتاب
هاروکی موراکامی
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
بهرنگ رجبی
ویژگی های پین بال، 1973
| کد کتاب : | 1079 |
|
مترجم : |
بهرنگ رجبی |
|
شابک : |
978-600-229-559-0 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
156 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
1980 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
10 |
|
: |
17 آذر |
135,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی پین بال، 1973
معرفی پین بال، 1973
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان این رمان، به علاقه ی کوتاه اما شدید راوی به پین بال، زندگی این شخصیت به عنوان مترجمی مستقل و تلاش های او برای رسیدنِ دوباره به یک دستگاه پین بال قدیمی و خاطره ساز می پردازد. راوی، زندگی در کنار خواهران دوقلویی را توصیف می کند که در صبح یک روز، به شکلی اسرارآمیز به خانه ی او می آیند و زندگی اش را تحت تأثیر قرار می دهند. او علاوه بر نقل این داستان، خاطرات خود درباره ی جنبش دانش آموزان ژاپنی و نامزد سابقش، نائوکو، را نیز مرور می کند. طرح داستانیِ کتاب «پین بال، 1973» بین روایتِ زندگی راوی و زندگی دوستش، موش صحرایی، در گذار است.
تحریرهایی موجز از کتاب پین بال، 1973
Interesting.
جذاب.
Kirkus Reviews
A fascinating insight into a great writer’s beginnings.
بینشی شگفت انگیز نسبت به دوران آغازین فعالیت نویسنده ای بزرگ.
Barnes & Noble
Powerful, unsettling, mature.
قدرتمند، مشوش کننده و کامل.
Chicago Tribune
خلاصه های کوتاه از کتاب پین بال، 1973
آن قدر لذت می بردم از شنیدن قصه هایی درباره ی جاهای خیلی دور که دیگر بفهمی نفهمی شده بود مریضی. آن زمان ها، که الآن شیرین ده سالی ازش گذشته، می رفتم این ور و آن ور و از آدم ها می خواستم برایم تعریف کنند کجا دنیا آمده اند و بزرگ شده اند. حتما آن روزها حسابی شنونده ی خوب کم بوده، چون سراغ هر کی می رفتم، خیلی مشتاق و پرشور برایم حرف می زد.
دوروبر که پیچید دارم چه کار می کنم، دیگر حتی کم کم آدم هایی می آمدند پیشم که توی عمرم چشمم هم بهشان نیافتاده بود، فقط برای این که قصه هایشان را برایم تعریف کنند. درباره ی هر چیزی و همه چیز حرف می زدند، انگاری دارند توی چاهی خشک سنگشان را می اندازند، بعد هم خوشحال و راضی می گذاشتند می رفتند. بعضی قصه هایشان را سرخوش و سرحال تعریف می کردند و بعضی عصبانی. قصه هایی به نظرت روشن و سرراست می آمدند، قصه هایی دیگر سر تا ته بی معنی. قصه هایی می شنیدم حوصله سربر، قصه هایی اشک درآر، و قصه هایی مسخره و غریب. ولی من همیشه به آنچه باید می گفتند، با نهایت دقتی که ازم برمی آمد، گوش می دادم…
آدم ها موجودات ناجوری ان. خیلی ناجورتر از اونی که آدم فکر می کنه می دونه.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.