پرنده ای با یک بال
Tek kanatli bir kus
نویسنده کتاب
یاشار کمال
ناشر کتاب
انتشارات پوینده
مترجم کتاب
مریم طباطباییها
ویژگی های پرنده ای با یک بال
| کد کتاب : | 12617 |
|
مترجم : |
مریم طباطباییها |
|
شابک : |
978-9642950386 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
55 |
|
سال انتشار شمسی : |
1393 |
|
سال انتشار میلادی : |
2013 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
— |
50,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی پرنده ای با یک بال
معرفی پرنده ای با یک بال
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
رمان پرنده ای با یک بال نوشته ی یاشار کمال نویسنده ی ترک تبار است. این کتاب داستانی است با جریانی حیرت انگیز و چند لایه از وقایع ، غنا و عمق مردمش و زبان قصه ی پریانی آن که هر از گاهی تیزی خاص خود را به دست می آورد.
یاشار کمال در کتاب پرنده ای با یک بال درباره ترسی که مانند یک بیماری مسری در جامعه پخش می شود می گوید. او خودش بیان می کند که موضوع اصلی این کتاب ترس است “من همیشه از ترس می ترسیدم. از ترس می ترسیدم. در شهری که من سرباز بودم سنگی بزرگ وجود داشت و کل مردم شهر از این می ترسیدند که این سنگ بر روی آنها بیفتد. آنها این سنگ را با زنجیرهای آهنی گره زده اند تا بر روی آنها سقوط نکند.. من سالها بود که می خواستم این ترس را بنویسم. “
یاشار کمال درباره سفر سخت مدیر پستی رمان خود می گوید. درباره ی رمزی و همسرش مالک و حرفه پستی که در آن زمان بسیار سنگین تر بود. او می گوید: “در آناتولی شخصیت مهمتری وجود نداشت. پستچی در آن زمان و مخصوصا برای من بسیار مهم بود. نامه هایی به دست من می رسیدند. ژاندارم ها قبل از من این نامه ها را می خواندند. بعضی اوقات دوست داشتم مقالاتی را به روزنامه بفرستم. این مقالات گاهی می رفتند گاهی نه.
رمان پرنده ای با یک بال در اواخر دهه 1960 میلادی نوشته شده و دوره مهمی در ادبیات استاد بزرگ و همچنین سندی تاریخی را نشان می دهد که خواننده را به دهه 1960 در آناتولی می برد.
تحریرهایی موجز از کتاب پرنده ای با یک بال
خسته از قطار پیاده شدند. آیا روستایی که می خواستند به آن جا بروند، خیلی دور بود؟ دنبال کسی گشتند تا ازش سوال کنند، آن هم در این ایستگاه ساکت.
چمدان ها، تشک ها، صندوق ها را کناری کپه کرده بودند و جلوی درخت گردوی قدیمی ای تکیه داده بودند. خانم روی یک تکه سنگ صاف نشسته بود و شروع به ادامه کار بافتنی اش می کرد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.