ویچر 2
شمشیر سرنوشت
Sword of Destiny
نویسنده کتاب
آندره ساپکوفسکی
ناشر کتاب
انتشارات نشر ویدا
مترجم کتاب
ابراهیم عامل محرابی
ویژگی های ویچر 2
| کد کتاب : | 126360 |
|
مترجم : |
ابراهیم عامل محرابی |
|
شابک : |
978-6225649002 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
436 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1993 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
27 آبان |
480,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی ویچر 2
معرفی ویچر 2
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب ویچر 2
This is the sort of series fantasy fans will cherish.
از آن دسته از مجموعه های فانتزی که طرفداران عاشقش خواهند شد.
Barnes & Noble
An enjoyable book full of stories both melancholy and comic.
کتابی لذت بخش، سرشار از داستان هایی که هم مالیخولیایی هستند و هم طنزآمیز.
The Wertzone
Genuinely moving.
به واقع تکان دهنده.
Nerds of a Feather
خلاصه های کوتاه از کتاب ویچر 2
غریبه موهای قهوه ای مجعد و پرپشتی داشت، زیر کت کتان گشادش نیم تنه ای به رنگ قهوه ای تیره پوشیده بود، همراه با چکمه های بلند مخصوص سواری. مسلح نبود. او با لبخندی تهدیدآمیز تکرار کرد: «از اسب دور شو. اینجا چی داریم؟ یه اسب و خورجینش که متعلق به کس دیگه ای هستن؛ اما شما با طمع بهش چشم دوختین و می خواین بهش دستبرد بزنید. این کار شرافتمندانه ایه؟» آبله رو آرام دستش را داخل پالتوی خود فرو برد و به قصاب نگاهی انداخت.
قصاب رو به جمعیت دست تکان داد، با اشاره ی او، دو جوان قوی هیکل با موهای کوتاه خارج شدند. هر دو چماق های سنگینی به دست داشتند، مثل آن هایی که برای بیهوش کردن حیوانات در کشتارگاه استفاده می شوند. مرد آبله رو در حالی که دستش را داخل پالتو نگه داشته بود، گفت: «تو کی هستی که به ما بگی چی شرافتمندانه است و چی نیست؟»
اهالی شهر که در میان خرابه ها و آوار دور هم جمع شده بودند، حفره ی سیاهی که ورودی تونل بود را در سکوت تماشا می کردند. مرد چاقی که روپوش زرد پوشیده بود، روی پاهایش جا به جا شد، گلویش را صاف کرد و کلاه چروکش را از سر برداشت. او در حالی که عرق را از روی ابروهای کم پشتش کنار می زد، گفت: «باید یه کم بیشتر صبر کنیم.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.