ویل
Will
نویسنده کتاب
مارک مانسون
ناشر کتاب
انتشارات سیوان
مترجم کتاب
کیمیا زائری زاده
ویژگی های ویل
| کد کتاب : | 101665 |
|
مترجم : |
کیمیا زائری زاده |
|
شابک : |
978-6229404300 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
480 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2021 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
29 مهر |
159,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی ویل
معرفی ویل
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تبدیل ویل اسمیت از یک بچه در فیلادلفیا غربی به یکی از بزرگترین ستاره های رپ عصر خود و سپس یکی از بزرگترین ستاره های سینما در تاریخ هالیوود، یک داستان حماسی است – اما فقط نیمی از داستان است.
ویل اسمیت با دلایل موجه فکر می کرد که در زندگی پیروز شده است: نه تنها موفقیت خودش بی نظیر بود، بلکه تمام خانواده اش در اوج دنیای سرگرمی بودند. اما آن ها ماجرا را به شکل دیگری می دیدند: آنها بیشتر حس می کردند شبیه بازیگرانی در سیرک او بودند، کاری برای هفت روز در هفته. معلوم شد که تحصیلات ویل اسمیت تقریبا تمام نشده است.
این خاطرات محصول یک سفر عمیق خودشناسی است، حسابرسی با همه چیزهایی که اراده شما می تواند به دست آورد و تمام آنچه را که می تواند پشت سر بگذارد. ویل که با کمک مارک منسون، نویسنده کتاب پرفروش چند میلیون نسخهای به نام «هنر ظریف تلافی نکردن» نوشته شده است ماجرای زندگی خود را نوشته است. داستان این است که چگونه یک فرد بر احساسات خود تسلط پیدا میکند و به گونهای نوشته شده است که میتواند به دیگران کمک کند.
تحریرهایی موجز از کتاب ویل
It’s the best memoir I’ve ever read.
این بهترین زندگی نامه ای است که تا کنون خوانده ام.
Oprah Winfrey
The guy you think you know is just a fantasy. . . . With a new book . . . [Will Smith] is finally ready to introduce himself.
مردی که فکر می کنید می شناسید فقط یک خیال است. . . . با کتاب جدید. . . [ویل اسمیت] بالاخره آماده است تا خود را معرفی کند.
T.J. Holmes, Good Morning America
خلاصه های کوتاه از کتاب ویل
روزها کش می آمدند. هرقدر هم که از پذیرشش بدم می آمد، حرف های پدرم به من ثابت شد. وقتی روی دیوار تمرکز می کردم، کار انگار ناممکن و تمام نشدنی بود، اما وقتی روی یک آجر تمرکز می کردم، همه چیز آسان می شد. می دانستم که یک آجر لعنتی را می توانم درست سر جایش بگذارم.
با گذشت هفته ها، آجرها بالا می رفتند و سوراخ هم کمی کوچک تر می شد. کم کم دریافتم که تفاوت میان کاری که ناممکن به نظر می رسد و کاری که انجام پذیر است در نحوهٔ نگرش است. حواست به دیوار است یا آجر؟ چه موفقیت در آزمون های قبولی در دانشگاه، چه موفقیت در رسیدن به جایگاه یکی از اولین هنرمندان جهانی هیپ هاپ و چه ساختن یکی از موفق ترین زندگی های شغلی در تاریخ هالیوود، در همهٔ موارد، هدف های بزرگ به ظاهر محال را می توان به وظایف کوچک تر تقسیم کرد؛ دیوارهای عبورناپذیر از مجموعهٔ آجرهای کنار هم تشکیل شده اند.
طی سی سال گذشته، من هم مثل همهٔ آدم ها با شکست، فقدان، تحقیر، طلاق و مرگ دست وپنجه نرم کرده ام. زندگی ام را تهدید کرده اند، پولم را خورده اند، به حریم خصوصی ام تجاوز کرده اند، خانواده ام از هم پاشیده شده؛ با وجود این هر روز بلند می شوم، سیمان را مخلوط می کنم و آجر دیگری می چینم. فرقی ندارد که چه اتفاقی برایت بیفتد، همیشه آجر دیگری جلویت هست که آمادهٔ چیده شدن است. تنها سوال این است که آیا بلند می شوی تا آجر را سر جایش بگذاری؟

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.