وقتی که او رفت
Then She Was Gone
نویسنده کتاب
لیزا جول
ناشر کتاب
انتشارات سنگ
مترجم کتاب
علی شاهمرادی
ویژگی های وقتی که او رفت
| کد کتاب : | 102151 |
|
مترجم : |
علی شاهمرادی |
|
شابک : |
978-6227383270 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
320 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2017 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
9 آبان |
160,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی وقتی که او رفت
معرفی وقتی که او رفت
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب وقتی که او رفت
An emotionally resonant story of loss, grief, and renewal.
داستانی تأثیرگذار از نظر عاطفی درباره فقدان، اندوه، و شروع دوباره.
Publishers Weekly
Dark and unsettling.
تاریک و تشویش آور.
Kirkus Reviews
Jewell keeps the reader guessing.
«جول» مخاطبین را وادار می کند که به حدس زدن ادامه دهند.
New York Post
خلاصه های کوتاه از کتاب وقتی که او رفت
«الی» انگار چیز غیرمعمولی نداشت. برای «لورل» این امکان وجود نداشت تا بفهمد که چیزی از کشوهایش گم شده است یا نه. ممکن بود که یکی از لباس هایش گم شده باشد، اما «الی» هم مانند بیشتر دخترهای پانزده ساله لباس های زیادی داشت، آنقدر زیاد که «لورل» نمی توانست فهرستی از آن ها داشته باشد.
اما در قلک خوک شکلش، هنوز چند ده پوندی تا شده که مجبورشان کرده بود بعد از هر تولدش در آن بیندازد، وجود داشت. مسواکش هنوز در دستشویی بود، همینطور خوشبوکننده اش.
وقتی کتابی می خوانم، انگار زندگی واقعی است و وقتی کتاب را کنار می گذارم، انگار به رویا بازگشته ام.
لورل از خودش میپرسد آیا به نظرش او آدم عجیبی است یا نه؟ چیز عجیب و غریبی دربارهی او وجود دارد، چیزی که کمی مشکوک باشد؟ آیا نشانههای هشداردهندهای میبیند؟ آیا میخواهد از لورل کلاهبرداری کند یا او را بدزدد، از او سرقت کند، تعقیبش کند؟ آیا آدم دیوانهای است؟ آدم بدی است؟
لورل همیشه وقتی با کسی آشنا میشود، این سوالها را از خودش میپرسد. او هیچ وقت آدمی نبود که راحت به کسی اعتماد کند. حتی قبل از اینکه دخترش ناپدید شود و ده سال بعد جنازهاش را تحویل بگیرد. پل همیشه میگفت او را به عنوان پروژهای بلندمدت پذیرفته است. لورل از ازدواج با او طفره میرفت تا اینکه جیک کودک نوپایی شد. میترسید عشق پل از بین برود و برای گرفتن مدرک شناسایی بچه، به مشکل بخورد. اما این روزها اینطور سوالها را بیشتر از خودش میپرسد، زیرا میداند که بدترین سناریو همان اتفاق وحشتناکی است که احتمال نمیدهی رخ دهد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.