هفت تیرکش
برج تاریک 1
The Gunslinger
نویسنده کتاب
استیون کینگ
ناشر کتاب
انتشارات افراز
مترجم کتاب
ندا شادنظر
ویژگی های هفت تیرکش
| کد کتاب : | 1400 |
|
مترجم : |
ندا شادنظر |
|
شابک : |
978-964-243-110-6 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
232 |
|
سال انتشار شمسی : |
1398 |
|
سال انتشار میلادی : |
1982 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
28 آبان |
380,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی هفت تیرکش
معرفی هفت تیرکش
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
رمان هفت تیرکش که در آمریکا به فروش فوق العاده بالایی دست یافته، یکی از قدرتمندترین و جذاب ترین شخصیت های ساخته ی ذهن استیون کینگ را به مخاطبین معرفی می کند: رولند، آخرین هفت تیرکش. او شخصیتی اسرارآمیز و منزوی است که راهی سفری هیجان انگیز در جهان خیر و شر شده است. در این دنیای ویران و تاریک، رولند به دنبال مرد سیاهپوش می رود، با زنی اغواگر به نام آلیس آشنا می شود و رابطه ای دوستانه با پسری نیویورکی به نام جیک تشکیل می دهد. کتاب هفت تیرکش، گردبادی از هیجان و تعلیق است که مخاطبین را مستقیماً به درون خود می کشد.
تحریرهایی موجز از کتاب هفت تیرکش
Brilliant, fresh and compelling.
درخشان، تازه و هیجان انگیز.
Booklist
A magical mix of science fiction, fantasy, and horror.
ترکیبی جادویی از داستان های علمی تخیلی، فانتزی و وحشت.
Barnes & Noble
خلاصه های کوتاه از کتاب هفت تیرکش
هفت تیرکش در راهروی کلیسا ایستاد، در سایه ی آن مخفی شد و نگاهی به داخل افکند. تمام نیمکت ها پر و حضار ایستاده بودند. (او کنرلی و فرزندانش؛ کاستنر، مالک مغازه بزرگ خشکبار و همسرش؛ تعدادی از مشتری های دائمی بار؛ جمعی از زنان شهر که هرگز آنان را ندیده بود؛ و با کمال تعجب، شب را دید.) آنان سرودی روحانی را بدون هماهنگی با هم می خواندند. هفت تیرکش با کنجکاوی به زن کوهستان نشین بالای منبر نگاه کرد. آلیس قبلا به او گفته بود. «اون زن تنها زندگی می کنه و به ندرت کسی اونو می بینه. فقط یکشنبه ها از خونه بیرون میاد. اسمش سیلویا پیتسونه. اون دیوونه ست، اما برای مردم شهر افسون و جادو می کنه. اونا جادوگری رو دوست دارن. با اوضاع زندگی شون جور درمیاد.» با هیچ معیاری نمی شد آن زن را توصیف کرد.
سینه اش مانند خاک ریز بود. گردن سیخ و ستبرش، قرص سفید صورتش را بالا نگه داشته بود؛ صورتی با دو چشم بزرگ و تیره همچون دو رودخانه ی عمیق و کوچک. موهای قهوه ای زیبا و پرپشتش آنقدر آشفته و نامنظم می نمود که با سنجاق سری به بزرگی سیخ کباب جمعشان کرده بود. لباسی از جنس کرباس به تن داشت. با دستان ستبرش کتاب سرود را در دست گرفته بود. پوستش نرم و صاف بود. با خود فکر کرد آن زن باید بالغ بر سیصد پوند وزن داشته باشد. ناگهان گرایشی شدید نسبت به او احساس کرد که تنش را به لرزه انداخت و سبب شد رویش را برگرداند.
زمان، دزد خاطرات است.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.