هفتکل
(شهر هفت نشانه)
Haftkal
نویسنده کتاب
علی یار زارعی
ناشر کتاب
انتشارات آفرینش مهر
مترجم کتاب
ویژگی های هفتکل
| کد کتاب : | 134552 |
|
شابک : |
978-6229646083 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
104 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
2 آبان |
|
نوع چاپ : |
دیجیتال – POD |
104,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی هفتکل
معرفی هفتکل
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
سرخوشی از سر همه پرید، خندهها روی لبها ماسید، همه به یاد صخره افتادند روز به نیمه رسیده بود و صخره همچنان پایدار بود و پا برجا. حتی تکهای هم از صخره جدا نشده بود. شمسعلی گفت: «بچهها بجنبید، زمستونه هوا زود تاریک میشه»
هر کس پتکی، دیلمی برداشت هوا خنک بود و دلپذیر و آسمان صاف و بیابر. ولی بالای تپه رفت پتک را بالای سر برد و محکم پایین آورد غلام جلو آمد و گفت: «بذار با دیلم حساب صخره رو برسم»
مرتضی به صخره نگاه کرد: «این همه با پتک کوبیدیم تو سرش آخ نگفت اگه یه درز یا شکاف داشت می شد با دیلم کاری کرد»
علی محمد که دستهی پتک را میفشرد گفت:« چارهش پتکه باید با پتک اون قدر بزنیم تو سرش تا یه گوشهش بشکنه یا ترک برداره»
پتکها بالا رفت و پایین آمد پی درپی و هر لحظه محکم و محکمتر اما صخره همچنان پا بر جا بود و تنها در سرمای سوزنده خیس عرق. شمسعلی به صخره نگاه میکرد. به صخرهی بزرگ و ستبر رو به رو که همه را از نفس انداخته بود، اما خود از نفس نیفتاده بود. پتکش را برداشت. بالای تپه رفت ضربههای پی در پی زد، ضربههایی محکم و کاری، اما صخره هنوز ایستاده قامت عظمتش را به رخ میکشید.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.