موریارتی
شرلوک هولمز مرده و تاریکی بر دنیا سایه افکنده
Moriarty
نویسنده کتاب
آنتونی هوروویتس
ناشر کتاب
انتشارات ایران بان
مترجم کتاب
مریم رفیعی
ویژگی های موریارتی
| کد کتاب : | 2717 |
|
مترجم : |
مریم رفیعی |
|
شابک : |
978-600-188-194-7 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
354 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2014 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
7 |
|
: |
28 آبان |
310,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی موریارتی
معرفی موریارتی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب موریارتی
It breathes life into Holmes’s dark and fascinating world.
این اثر به جهان تاریک و شگفت انگیز هولمز جان می بخشد.
Barnes & Noble
Crammed with references to some of Doyle’s best-loved stories.
مملو از ارجاعاتی به محبوب ترین داستان های دویل.
The Independent
The finest crime novel of the year.
بهترین رمان جنایی سال.
Daily Mail
خلاصه های کوتاه از کتاب موریارتی
آیا کسی واقعا آنچه را که در آبشار رایشنباخ اتفاق افتاد، باور می کند؟ شرح و توضیحات زیادی درباره ی این واقعه نوشته شده است، ولی به نظر من همه ی آن ها چیزی کم دارند… حقیقت را. برای مثال به گزارش ژورنال ژنو و همین طور خبرگزاری رویترز توجه کنید. من داستان آن ها را از اول تا آخر خواندم. کار آسانی نبود، چون هر دو با لحن خشک اکثر مطبوعات اروپایی نوشته شده بودند، انگار چون مجبور بودند این خبر را اعلام می کردند، نه به این خاطر که چنین خبری می توانست برای کسی جالب باشد. دقیقا چه گفتند؟ این که شرلوک هولمز و پروفسور جیمز موریارتی، دشمن قسم خورده ی او که مردم به تازگی از وجودش آگاه شده اند، با یکدیگر ملاقات کرده و هر دو مرده بودند. خبر این دو در مطبوعات آنقدر خالی از هیجان بود که انگار خبر تصادف یک ماشین را شرح می دهند. حتی تیتر خبرها هم بی مزه بود.
در حالی که پشت دستگاه تایپ مدل رمینگتون خود نشسته ام و این کار سخت و دشوار را آغاز می کنم، می دانم که نوشته ام احتمالا از نظر صحت کلام و حس سرگرمی که تا آخر در کارهای دکتر واتسون وجود داشت، به پای او نخواهد رسید. ولی باید از خود بپرسم… او چطور می توانست تا این حد اشتباه کند؟ چطور متوجه تناقضاتی که هر پلیس احمقی هم می توانست از آن ها سر دربیاورد، نشده بود؟ رابرت پینکرتون همیشه می گفت دروغ مانند یک شغال مرده است. هرچه بیشتر آن را به حال خود بگذاری، بوی آن بیشتر می شود. اگر اینجا بود مطمئنا قبل از همه متوجه بوی گند اتفاقات آبشار رایشنباخ می شد.
ولی هولمز به جای آن سفری را آغاز می کند که هیچ شباهتی به گردش ندارد و از واتسون می خواهد او را در این سفر همراهی کند. چرا؟ حتی بی عرضه ترین خلافکاران هم می توانستند از مقصد او سر دربیاورند و دنبالش بروند؛ نباید فراموش کنیم که درباره ی یک جنایتکار بی همتا حرف می زنیم، کسی که در حرفه ی خود استاد است، مردی که هولمز هم از او می ترسد و هم تحسینش می کند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.