مهربان تر از مادر
(چه کنیم که حضرت مهدی (عج) دعایمان کند؟)
Mehrban-tar Az Madar
نویسنده کتاب
حسن محمودی
ناشر کتاب
انتشارات جمکران
مترجم کتاب
ویژگی های مهربان تر از مادر
| کد کتاب : | 30544 |
|
شابک : |
978-9648484366 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
43 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
15 |
|
: |
— |
25,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی مهربان تر از مادر
معرفی مهربان تر از مادر
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب مهربان تر از مادر
جمعه بود و آفتاب، تازه نور طلاییش رو همه جا پخش کرده بود.
سیامک و جواد که با هم توی یه محله و یه مدرسه بودن، همون اول صبح سر و کلّشون پیدا شد و با بچه های دیگه ی محله، شروع کردن به بازی.
بعد مدتی که سیامک و جواد از بازی کردن خسته شده بودن، جدول های کنار کوچه رو برای استراحت انتخاب کرده، باهم می گفتن و می خندیدن که یه دفعه مشتی غلام، پیرمرد بقّال سرمحله، از سر کوچه پیداش شد. تا به بچه ها رسید، جواد زود از سر جاش بلند شد و سلام کرد. مشتی غلام هم بعد از جواب سلام، یه احوالپرسی گرمی با جواد کرد و آخرش هم گفت: إن شاءاللّه خدا عاقبتت رو ختم به خیر کنه. جواد با خوشحالی از این احوالپرسی گفت: سیامک! این مشتی غلام خیلی با حاله، هر وقت می رم مغازش، کلی با من میگه و می خنده، خیلی دوسش دارم.
سیامک گفت: اتفاقا من رو که اصلا تحویل نمی گیره، نمی دونم چه هیزم تری بهش فروختم.
جواد: وقتی تو به مشتی غلام که پیر شده و احترامش واجبه، سلام نمی کنی، چطور انتظار داری تحویلت بگیره؟
سیامک: نه بابا! اون اصلا به این چیزا کار نداره، با من یکی لج افتاده.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.